هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، محبت، رهایی از تعلقات دنیوی و تقدس معشوق سخن می‌گوید. او از دل شکسته، امیدهای بربادرفته و آزادی از قیدوبندها می‌گوید و در نهایت به تقدس و پاکی معشوق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۱۵۴۱ - فسون عیش‌، کدورت‌زدای ما نشود

فسون عیش‌، کدورت‌زدای ما نشود
نفس به خانهٔ آیینه‌ها، هوا نشود ۱

قسم به دام محبت ‌که از خم زلفت
دل شکستهٔ ما چون شکن جدا نشود ۲

خروش هر دو جهان گرد سرمه بیخته‌ای‌ست
تغافل تو مگر همّت‌آزما نشود ۳

گشاد دل نتوان خواستن ز قطع امید
به ناخنی که بریدند عقده وا نشود ۴

چنان به فقر ز دام تعلق آزادیم
که عرض جوهر ما نقش بوربا نشود ۵

چه ممکن است رود داغ بندگی ز جبین
زمین فلک شود وآدمی خدا نشود ۶

تقدس تو همان بی‌غبار پیدایی‌ست
گل بهار تو را رنگ رونما نشود ۷

به ذوق گوشهٔ چشمی‌ست سرمه‌سایی شوق
غبار ما چه خیال است توتیا نشود ۸

چو سبحه آنقدرم کوته است تار امید
که صد گره اگرش واکنی رسا نشود ۹

به غیر سرکشی از ابلهان مجو بیدل
که نخل این چمن از بی‌بری دوتا نشود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۴۰ - غرور ناز تو تهمت‌کش ادا نشود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۴۲ - می و نغمه مسلم حوصله‌ای که قدح‌کش گردش سر نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.