هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق و فلسفی شاعر دربارهٔ زندگی، گذر زمان، فریبندگی دنیا، و تلاش برای رهایی از تعلقات مادی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند حیرت، عجز، ننگ، فریب، و رهایی سخن میگوید و با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، حس غم و اندوه را منتقل میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن غمگین متن، آن را برای سنین بالاتر مناسبتر میسازد.
غزل ۱۵۹۲ - خیال چشمکه ساغر به چنگ میآید
خیال چشمکه ساغر به چنگ میآید
که عالمی به نظرشیشه رنگ میآید ۱
به حیرتم چو نفس قاصد چه مکتوبم
که رفتنم همه جا بی درنگ میآید ۲
کجا روم که چو اشکم به هر قدم زدنی
هزار قافلهٔ عذر لنگ میآید ۳
چه همت است که نازد کسی به ترک هوس
مرا گذشتن ازین نام ننگ میآید ۴
دل از فریب صفا جمعکن که آخرکار
ز آب آینهها زیر زنگ میآید ۵
به گمرهی زن و از منت خیال برآ
که خضر نیز ز صحرای بنگ میآید ۶
غبار دل ز پر افشانی نفس درباب
که هرچه هست درین خانه تنگ میآید ۷
اعانت ضعفا مایهٔ ظفر گیرید
پر شکسته به کار خدنگ میآید ۸
خموش باش که تا دم زنی درین کهسار
هزار شیشه به پای ترنگ میآید ۹
به هر نگین که نهی گوش و فهم نام کنی
صدای کوفتن سر به سنگ میآید ۱۰
ز خود به یاد نگاهکه میروی بیدل
که از غبار تو بوی فرنگ میآید ۱۱
که عالمی به نظرشیشه رنگ میآید ۱
به حیرتم چو نفس قاصد چه مکتوبم
که رفتنم همه جا بی درنگ میآید ۲
کجا روم که چو اشکم به هر قدم زدنی
هزار قافلهٔ عذر لنگ میآید ۳
چه همت است که نازد کسی به ترک هوس
مرا گذشتن ازین نام ننگ میآید ۴
دل از فریب صفا جمعکن که آخرکار
ز آب آینهها زیر زنگ میآید ۵
به گمرهی زن و از منت خیال برآ
که خضر نیز ز صحرای بنگ میآید ۶
غبار دل ز پر افشانی نفس درباب
که هرچه هست درین خانه تنگ میآید ۷
اعانت ضعفا مایهٔ ظفر گیرید
پر شکسته به کار خدنگ میآید ۸
خموش باش که تا دم زنی درین کهسار
هزار شیشه به پای ترنگ میآید ۹
به هر نگین که نهی گوش و فهم نام کنی
صدای کوفتن سر به سنگ میآید ۱۰
ز خود به یاد نگاهکه میروی بیدل
که از غبار تو بوی فرنگ میآید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۹۱ - چه شمع امشب در این محفل چمنپرداز میآید
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹۳ - نفس تا پرفشان است از تو و من برنمیآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.