هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، به موضوع اسارت و محدودیت‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از زنجیرهای مختلفی مانند تعلق، آرزوها، جاه‌طلبی و حتی نفس‌های خود سخن می‌گوید که انسان را در بند کشیده‌اند. او به ناتوانی در رهایی از این زنجیرها اشاره می‌کند و زندگی را همچون روزی سیاه در اسارت توصیف می‌نماید. در نهایت، شاعر از انتظار و جنونی می‌گوید که در زنجیر اسیر شده است.
رده سنی: 18+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و اسارت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۷۰۰ - دل از فسون تعلق نگاه در زنجیر

دل از فسون تعلق نگاه در زنجیر
چو موج چند توان رفت راه در زنجیر ۱

امل به طبع نفس صبح محشری دارد
هنوز ربشه نهفته‌ست آه در زنجیر ۲

چه ممکن است ز سودای طره‌ات رستن
نشسته‌ایم به روز سیاه در زنجیر ۳

به ساز زندگی آزادگی نیاید راست
کسی چه عرض دهد دستگاه در زنجیر ۴

به هر صفت‌که تامل‌کنی‌گرفتاری‌ست
تو خواه محو خرد باش و خواه در زنجیر ۵

به جرم زندگی است این‌که می‌برند به سر
گداز دلق و شه از حب جاه در زنجیر ۶

چو بخت‌، یار نباشد، به جهد نتوان‌کرد
ز حلقه‌های مرصع‌کلاه در زنجیر ۷

نشانده‌ام به سر انتظار جنون
هزار چشم تهی از نگاه در زنجیر ۸

هجوم ناله‌ام‌، از راحتم مگو بید‌ل
کشیده‌ام نفسی گاهگاه در زنجیر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۹۹ - خیال زلف‌ که واکرد راه در زنجیر
گوهر بعدی:غزل ۱۷۰۱ - این بحر را یک آینه دشت سراب‌ گیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.