هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر فارسیزبان، سروده شده است و مضامین عمیق عرفانی و فلسفی دارد. شعر به موضوعاتی مانند رهایی از خود، جستجوی معنی، تحمل رنج، عزم صادق، و درک رابطهی استعداد و وجود میپردازد. همچنین، از تشبیهات زیبا و نمادین مانند «میخون در جگر» و «شمع» استفاده شده است تا مفاهیم انتزاعی را به تصویر بکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۶۳ - تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باش
تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باش
سر برونآر ازگریبان معنی برجسته باش ۱
گر نداری جرات از خانمان بر هم زدن
همچو میخون در جگر زین شیشهٔ بشکسته باش ۲
تا بفهمی ربط استعداد هستی و عدم
زین دو مصرع دور مگذر اندکی پیوسته باش ۳
روزی اینجا در خور آدم دهن آماده است
محرم منقار ساز آن نهال پسته باش ۴
عزم صادق میرهاند چون تنت از بند طبع
شاید از پستی برون آیی کمر می بسته باش ۵
دخل بیجایت ز درد اهل معنی غافل است
ناخنی تا هست دور از سینههای خسته باش ۶
چند باشی از فراموشان ایام وصال
رنگهای رفته یادت میدهم گلدسته باش ۷
خواستم از دل برون آرم غبار حیرتی
تا به لب آمد نفس خونگشت وگفت: آهسته باش ۸
از اقامت شرم دارد بیدل استعداد شمع
هر قدر باشی درین محفل ز پا ننشسته باش ۹
سر برونآر ازگریبان معنی برجسته باش ۱
گر نداری جرات از خانمان بر هم زدن
همچو میخون در جگر زین شیشهٔ بشکسته باش ۲
تا بفهمی ربط استعداد هستی و عدم
زین دو مصرع دور مگذر اندکی پیوسته باش ۳
روزی اینجا در خور آدم دهن آماده است
محرم منقار ساز آن نهال پسته باش ۴
عزم صادق میرهاند چون تنت از بند طبع
شاید از پستی برون آیی کمر می بسته باش ۵
دخل بیجایت ز درد اهل معنی غافل است
ناخنی تا هست دور از سینههای خسته باش ۶
چند باشی از فراموشان ایام وصال
رنگهای رفته یادت میدهم گلدسته باش ۷
خواستم از دل برون آرم غبار حیرتی
تا به لب آمد نفس خونگشت وگفت: آهسته باش ۸
از اقامت شرم دارد بیدل استعداد شمع
هر قدر باشی درین محفل ز پا ننشسته باش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۶۲ - هوس وداع بهار خیال امکان باش
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶۴ - خواه در معمورهٔ جان خواه در وبرانه باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.