هوش مصنوعی: این شعر به بیان دردها و حسرت‌های زندگی می‌پردازد و از ناکامی‌ها، بی‌ثباتی دنیا، و رنج‌های روحی سخن می‌گوید. شاعر از ناتوانی در درک مفهوم زندگی و عجز در برابر مشکلات می‌نالد و به تصاویری مانند شب تاریک، دریا و موج‌هایش، و شمع و دود آن اشاره می‌کند تا احساسات خود را بیان کند. همچنین، به ناامیدی از رسیدن به آرزوها و دوری از معبود اشاره دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به تجربه و شناخت کافی از زندگی دارد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه‌ی شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۷۷۴ - متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش

متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش
به صد آتش قیامت می‌کنی ‌گر واکشی دودش ۱

به فهم مدعای حسرت دل سخت حیرانم
نمی‌دانم چه می‌گوید زبان عجز فرسودش ۲

شبستان سیه‌بختی ندارد حاجت شمعی
بس است از رنگ من آرایش فرش زر اندودش ۳

به تقلید سرشکم‌، ابر شوخی می‌کند اما
ز بس‌ کم مایگی آخر فشاری می‌دهد جودش ۴

سلامت آرزو داری برو ترک سلامت‌ کن
به ساحل موج این دریا شکستن می‌برد زودش ۵

نپنداری ز جام قرب زاهد نشئه‌ای دارد
دلیل دوری است اینها که در یاد است معبودش ۶

خیال اندود هستی نقش موهومی‌ که من دارم
به صد آیینه نتوان کرد یک تمثال مشهودش ۷

به زلفت شانه دستی می‌زند اما نمی‌داند
کز افشاندن نگردد پاک دامان دل آلودش ۸

درین محفل رموز هیچکس پنهان نمی‌ماند
سیاهی خوردن هر شمع روشن می‌کند دودش ۹

به هر بیحاصلی بیدل زیانکاران الفت را
بضاعت دست افسوسست گر بر هم توان سو‌دش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۷۳ - دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودش
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷۵ - در آن کشورکه پیشانی‌گشاید حسن جاوبدش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.