هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، سرشار از مضامین عرفانی، فلسفی و احساسی است. شاعر از حسرتها، رنجها و جستجوی بیپایان انسان برای رسیدن به حقیقت سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند عشق، مرگ، عرفان، جنون و ناکامیهای بشری با زبانی پیچیده و نمادین استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین استفاده از نمادهای پیچیده و زبان ادبی سنگین، فهم آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد.
غزل ۱۸۰۳ - من و پرفشانی حسرتی که گم است مقصد بسملش
من و پرفشانی حسرتی که گم است مقصد بسملش
ز صدای خون برسی مگر به زبان خنجر قاتلش ۱
ستم است ذوق گذشتنت ز غبارکوچهٔ عاجزی
اثری اگر نکشد به خون ز شکست آبلهکنگلش ۲
به هزار یاس ستم کشی زدهایم بر در عافیت
چو سفینهای که شکستگی فکند به دامن ساحلش ۳
خوشت آنکه خط به فنون کشی سر عقل غره به خون کشی
که مباد ننگ جنون کشی ز توهم حق و باطلش ۴
به شهید تیغ وفاکرا رسد ازهوس دم همسری
کهگسیخت منطقهٔ فلک ز شکوه زخم حمایلش ۵
دل ذره و تب جستجو سر مهر و گرمی آرزو
چه هوس که تحفه نمیکشد به نگاه آینه مایلش ۶
به خیال آینهٔ دل از دو جهان ستمکش خجلتم
به چه جلوهها شبخون برم که نفسکشم به مقابلش ۷
به هوای مطلب بینشان چو سحر چه واکشم از نفس
که ز چاک پیرهن حیا عرقیستدر دم سایلش ۸
نه سریکه ساز جنونکنم نه دلیکه نالم و خون کنم
من بینوا چه فسونکنمکه رود فرامشی از دلش ۹
کسی از حقیقت بیاثر به چه آگهی دهدت خبر
به خطی که وا نرسد نظر بطلب ز نامهٔ بیدلش ۱۰
ز صدای خون برسی مگر به زبان خنجر قاتلش ۱
ستم است ذوق گذشتنت ز غبارکوچهٔ عاجزی
اثری اگر نکشد به خون ز شکست آبلهکنگلش ۲
به هزار یاس ستم کشی زدهایم بر در عافیت
چو سفینهای که شکستگی فکند به دامن ساحلش ۳
خوشت آنکه خط به فنون کشی سر عقل غره به خون کشی
که مباد ننگ جنون کشی ز توهم حق و باطلش ۴
به شهید تیغ وفاکرا رسد ازهوس دم همسری
کهگسیخت منطقهٔ فلک ز شکوه زخم حمایلش ۵
دل ذره و تب جستجو سر مهر و گرمی آرزو
چه هوس که تحفه نمیکشد به نگاه آینه مایلش ۶
به خیال آینهٔ دل از دو جهان ستمکش خجلتم
به چه جلوهها شبخون برم که نفسکشم به مقابلش ۷
به هوای مطلب بینشان چو سحر چه واکشم از نفس
که ز چاک پیرهن حیا عرقیستدر دم سایلش ۸
نه سریکه ساز جنونکنم نه دلیکه نالم و خون کنم
من بینوا چه فسونکنمکه رود فرامشی از دلش ۹
کسی از حقیقت بیاثر به چه آگهی دهدت خبر
به خطی که وا نرسد نظر بطلب ز نامهٔ بیدلش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۰۲ - نداشت پروای عرض جوهر، صفای آیینهٔ فرنگش
گوهر بعدی:غزل ۱۸۰۴ - جوانی دامن افشان رفت و پیری هم به دنبالش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.