هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، شاعر پارسی‌گوی هندی، بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است. شاعر از عشق، ناامیدی، جنون عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید. او از طبیعت و عناصر آن مانند موج، گلستان، چراغ، و باد صبا برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند تسلیم، تهمت جنون، و گرمای عشق دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی موجود در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۱۸۳۴ - طرب خواهی درین محفل برون آ گامی آن سویش

طرب خواهی درین محفل برون آ گامی آن سویش
بنالد موج از دریا، تهی ناکرده پهلویش ۱

گلستانی‌ که حرص احرام عشرت بسته است آنجا
به جای سبزه می‌روید دم تیغ از لب جویش ۲

چراغ مطلب نایاب ما روشن نمی‌گردد
نفس تا چند باید سوخت در وهم تک و پویش ۳

به آهی می‌توانم ساز تسخیر جهان کردن
به دست آورده‌ام سر رشته‌ای از تار گیسویش ۴

غبار یک جهان دل می‌کند توفان نومیدی
مبادا سر بر آرد جوهر از آیینه‌ای رویش ۵

به تاراج نگاه ناتوانش داده‌ام طاقت
هنوزم در کمین قامت پیریست ابرویش ۶

صبا تا گردی از خاک سر راه تو می‌آرد
چمن در کاسهٔ گل می‌کند در یوزهٔ بویش ۷

درین محفل ندارد سایه هم امید آسودن
مگر در خانهٔ خورشید گردد گرم پهلویش ۸

جنون را تهمت عجز است بی‌سرمایگی‌هایت
گریبانی نداری تا ببینی زور بازویش ۹

هوای‌ گل نمی‌دانم دماغ مل نمی‌فهمم
سری دارم‌ که سامان نیست جز تسلیم زانویش ۱۰

به زلفی بسته‌ام دل از مضامینم چه می‌پرسی
دو عالم معنی باریک قربان سر مویش ۱۱

کرا تاب عتاب اوست بیدل‌ کاتش سوزان
به خاکستر نفس می دزدد از اندیشه ی خویش ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۳۳ - تپد آینه بسکه در آرزویش
گوهر بعدی:غزل ۱۸۳۵ - بی تو مشکل ‌کنم از خلق نهان جوهر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.