هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند حیرت و درماندگی در مسیر زندگی، اهمیت روشن‌بینی و آگاهی، تأثیر قرب خوبان بر زشتی‌ها، و وحدت درونی در پس ظواهر متفاوت می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند نور و تاریکی، خوبی و زشتی، و زندگی و مرگ استفاده می‌کند تا حقایق عمیق فلسفی و عرفانی را بیان کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۸۷۱ - یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ

یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ
دیده حیرانست و من‌بیدست‌و پا، دل بی‌دماغ ۱

غیرت بی‌دست‌وپایی‌های شخص همتم
هرکه را سوزد نفس‌، می‌بایدم گردید داغ ۲

دل اگر روشن شود غفلت نمی‌گنجد به چشم
آنچه نتوان دید تاریکیست در نور چراغ ۳

زشت هم از قرب خوبان موج خوبی می‌زند
خار را جوهر کند آیینهٔ دیوار باغ ۴

از سبکروحان گرانجانی‌ست‌گر ماند اثر
بوی‌گل هرجا رود با خویش بردارد سراغ ۵

ساغر فطرت به گردش‌ گر نیاید گو میا
نیستیم بوی جنون هم بهر سامان دماغ ۶

کرد آگاهم ز سور و ماتم این انجمن
در بهار آواز بلبل‌، در خزان بانگ‌کلاغ ۷

بی‌تپیدن نیست ممکن وضع ایجاد نفس
ای ز اصل‌کار غافل‌، زندگی آنگه فراغ‌؟ ۸

سوختن آماده باش آگاهیت غفلت دمید
صبح خود را شام‌ کردی شام می‌خواهد چراغ ۹

اختلاف وضعها بیدل لباسی بیش نیست
ورنه یکرنگ‌است خون در پیکر طاووس و زاغ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۷۰ - نشئهٔ عجزم چو شبنم داد بر طیب دماغ
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷۲ - نه صورت بویی و نه رنگی‌ست درین باغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.