هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، شاعر بزرگ فارسی‌زبان، سرشار از تصاویر شاعرانه و مضامین عرفانی است. شاعر در این شعر از عشق، بی‌خودی، حیرت، و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. او با استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات زیبا، حالات درونی خود را بیان می‌کند و از جدایی، شوق دیدار، و تأثیر نگاه معشوق بر جانش می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بی‌خودی و حیرت ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۸۷۰ - نشئهٔ عجزم چو شبنم داد بر طیب دماغ

نشئهٔ عجزم چو شبنم داد بر طیب دماغ
از گداز عجز طاقت یافتم می در ایاغ ۱

بیخودی گل می‌کند از پردهٔ آزادیم
می‌شود برق نظر بال و پر رنگ چراغ ۲

چون نگین تا حرف نامت در خیالم نقش بست
دست بر هر دل ‌که سودم برق شوقش ‌کرد داغ ۳

مستی چشم تو هر جا بردرد طرف نقاب
از شکست رنگ می چون‌گل ز هم ریزد ایاغ ۴

عافیت نظاره را در آشیان حیرتست
داغ‌گشتن شعله را از پرزدن بخشد فراغ ۵

گر به این بی‌پردگی می‌بالد آثار جنون
دود می‌گردد صدا در حلقهٔ زنجیر باغ ۶

از حسد دل آشیان طعن غفلت می‌شود
زنگ بر آیینهٔ ناصاف می‌گیرد کلاغ ۷

از تو هر مژگان زدن‌ گم می‌شود همچون تویی
گر نداری باور از آیینه روشن‌ کن سرا‌غ ۸

عمرها شد شسته‌ام چون ابر دست از خرمی
بیدل از من گریه می‌خواهد چه صحرا و چه باغ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۶۹ - نازد به عشق غازهٔ حسن جنون دماغ
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷۱ - یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.