هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد و حسرت عشق و جدایی سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خشکیدن لاله، شمشیر، دریا، و ابر، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. این شعر به موضوعاتی مانند عشق، اندوه، حسرت، و طبیعت می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و تجربه‌ی زندگی دارند.

غزل ۱۸۹۸ - نشد از حسرت داغت جگرم تنها خشک

نشد از حسرت داغت جگرم تنها خشک
لاله را نیز دماغیست درین سودا خشک ۱

منت چشمهٔ خضر آینه‌پردازی‌تریست
دم شمشیرتو یارب نشود با ما خشک ۲

برق حسن تو در ابروی اشارت دارد
خم موجی‌که‌کند خون دل دریا خشک ۳

در تماشاکدهٔ جلوه که چشمش مرساد
موج آیینه زند هرکه شود برجا خشک ۴

چون حیا آب رخ‌ گوهر ما وقف‌تریست
عرقی چند مبادا شود از سیما خشک ۵

زین بضاعت نتوان دیگ فضولی پختن
تا رسد نان به تری می‌شود آب ما خشک ۶

وقت آن شدکه ز بی آبی ابر احسان
برگ گل روید ازین باغ چو نقش پا خشک ۷

بسکه افسردگی افسون تحیر دارد
سیل چون جاده فتاده است درین صحرا خشک ۸

ترک اسباب لب شکوهٔ نایابی دوخت
کرد افشاندن این گرد جراحتها خشک ۹

ماند از حیرت رفتار بلاانگیزت
ناله در سینهٔ بیدل چو رگ خارا خشک ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۹۷ - مغز شد در سر پر شور من از سودا خشک
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹۹ - بسکه بی‌لعل تو رفت از بزم عیش ما نمک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.