هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد عشق، ناپایداری دنیا، و رازهای نهفته در سکوت سخن میگوید. شاعر از گل و بلبل، خورشید و شبنم، و دیگر عناصر طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند. در نهایت، تأمل و سکوت را کلید درک معانی عمیق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۹۱۶ - بلبل الم غنچه کشد بیشتر از گل
بلبل الم غنچه کشد بیشتر از گل
ظلمست به عاشق چه مدارا چه تغافل ۱
خودداری شبنم چه کند با تف خورشید
ای یاد تو برق دو جهان رخت تحمل ۲
کیفیت لعل تو ز بس نشئهگداز است
در چشم حباب آینه دارد قدح مل ۳
زان نیش که از اشک خم زلف تو دارد
مشکل که تپیدن نگشاید رگ سنبل ۴
دلهای خراب انجمن جلوهٔ یارند
خورشید به ویرانه دهد عرض تجمل ۵
ما قمری آن سرو گلستان خرامیم
دارد ز نشان قدمش گردن ما غل ۶
آیینهٔ دردیم چه عجز و چه رسایی
اشک است اگر ناله کند ساز تنزل ۷
هر غنچه ازین باغ گره بستهٔ نازیست
اشکی است گریبان در چشم تر بلبل ۸
اسرار سخن جز به خموشی نتوان یافت
مفتاح در گنج معانیست تأمل ۹
روزی دو به فکر قد خم گشته فتادیم
کردیم تماشای گذشتن ز سر پل ۱۰
خجلت شمر فرصت پرواز شراریم
بیدل به چه امید توان کرد توکّل ۱۱
ظلمست به عاشق چه مدارا چه تغافل ۱
خودداری شبنم چه کند با تف خورشید
ای یاد تو برق دو جهان رخت تحمل ۲
کیفیت لعل تو ز بس نشئهگداز است
در چشم حباب آینه دارد قدح مل ۳
زان نیش که از اشک خم زلف تو دارد
مشکل که تپیدن نگشاید رگ سنبل ۴
دلهای خراب انجمن جلوهٔ یارند
خورشید به ویرانه دهد عرض تجمل ۵
ما قمری آن سرو گلستان خرامیم
دارد ز نشان قدمش گردن ما غل ۶
آیینهٔ دردیم چه عجز و چه رسایی
اشک است اگر ناله کند ساز تنزل ۷
هر غنچه ازین باغ گره بستهٔ نازیست
اشکی است گریبان در چشم تر بلبل ۸
اسرار سخن جز به خموشی نتوان یافت
مفتاح در گنج معانیست تأمل ۹
روزی دو به فکر قد خم گشته فتادیم
کردیم تماشای گذشتن ز سر پل ۱۰
خجلت شمر فرصت پرواز شراریم
بیدل به چه امید توان کرد توکّل ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۱۵ - ای خانهٔ آیینه ز دیدار تو پرگل
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱۷ - سنگی چو گوهر، بستیم بر دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.