هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از بیدل دهلوی، با زبانی پر از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به بیان حالات عاشق و معشوق می‌پردازد. شاعر از نگاه معشوق، تغافل و بی‌اعتنایی او، و امید و آرزوی عاشق سخن می‌گوید. او از دل‌شدگی، شور عشق، و رنج‌های ناشی از بی‌اعتنایی معشوق می‌نالد و در نهایت، به پذیرش این وضعیت و حتی مرگ در راه عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۹۳۵ - ای جوش بهارت چمن‌آرای تغافل

ای جوش بهارت چمن‌آرای تغافل
چون چشم تو سر تا قدمت جای تغافل ۱

عمریست‌ که آوارهٔ امید نگاهیم
ازگوشهٔ چشم تو به صحرای تغافل ۲

از شور دل خسته چه مینا که نچیده‌ست
ابروی تو بر طاق معلای تغافل ۳

ازنقطهٔ‌خالی‌که‌برآن‌گوشهٔ‌ابروست‌
مهری زده‌ای بر لب گویای تغافل ۴

سربازی عشاق به بزم تو تماشاست
هرچند نباشد به میان پای تغافل ۵

کو هوش ادا فهمی نازی که توان خواند
سطر نگه از صفحهٔ سیمای تغافل ۶

هرچند نگاه تو حیات دو جهان است
من‌کشتهٔ تمکینم و رسوای تغافل ۷

فریاد که از لعل تو حرفی نشنیدیم
موجی نزد این گوهر دریای تغافل ۸

دلها به تپش خون شد و ناز تو همان است
مپسند به این حوصله مینای تغافل ۹

از حسن در این بزم امید نگهی نیست
ای آینه خون شو به تماشای تغافل ۱۰

بیدل نکشیدیم زکس جام مدارا
مردیم به مخموری صهبای تغافل ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۳۴ - زین باغ‌ گذشتیم به احسان تغافل
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳۶ - خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.