هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر طبیعت مانند گل، چمن، و بهار، به بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی می‌پردازد. شاعر از گل و چمن به عنوان نمادهایی برای بیان مفاهیمی مانند گذر زمان، فنا، و عشق الهی استفاده می‌کند. همچنین، شعر به موضوعاتی مانند ناپایداری دنیا، زیبایی‌های گذرا، و جستجوی حقیقت اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان پیچیده و استعاره‌های ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۱۹۴۷ - دل آرمیده به خون مکش ز فسون رنگ وهوای‌ گل

دل آرمیده به خون مکش ز فسون رنگ وهوای‌ گل
ستم‌ست غنچهٔ این چمن مژه واکند به صدای‌ گل ۱

به حدیقه‌ای‌که تبسمت فکند بساط شکفتگی
مگر از حیا عرقی‌ کند که رسد به خنده دعای ‌گل ۲

به فروغ شمع صد انجمن سحری‌ست مایل این چمن
چو گلیم از برو دوش من بکشند سایه ز پای ‌گل ۳

چمنی است عالم ‌کبریا بری ازکدورت ماسوا
نشود تهی به‌ گمان ما ز هجوم رنگ تو جای ‌گل ۴

ز بلند و پست بساط رنگ اثری نزد در آگهی
که چه یافت سبزه‌ کلاه سرو و چه دوخت غنچه قبای ‌گل ۵

چمن اثر ز نظر نهان به مآثرت ‌که ‌کشد عنان
ز بهار می‌طلبی نشان مگذر ز آینه‌های‌ گل ۶

قدح شکستهٔ فرصتت چقدر شراب نفس‌ کشد
به‌ خمیر طینت سنگ هم زده‌اند آب بقای‌ گل ۷

تو به دستگاه چه آبرو ز طرب وفا کنی آرزو
که نساخت کاسهٔ‌ رنگ و بو به ‌مزاج‌ خنده‌ گدای ‌گل ۸

به خیال غنچه نشسته‌ام به هوای آینه بسته‌ام
ز دل شکسته‌ کجا روم چو بهارم آبله پای‌گل ۹

بگذشت خلقی ازین چمن به نگونی قدح طرب
تو هم آبگینه به خاک نه‌ که خم است طاق بنای ‌گل ۱۰

ندوی چو بیدل بیخبر دم پیری از پی‌ کر و فر
که تهیست قافلهٔ سحر ز متاع رنگ و درای‌ گل ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۴۶ - اگر آن نازنین رود به تماشای رنگ‌گل
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴۸ - تا بست ادب نامهٔ من در پر بسمل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.