هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، ناپایداری دنیا، و ارزش سکوت و دروننگری میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند وفا، عهد، و حسرت یاد میکند و به انتقاد از ریا و تظاهر در جامعه اشاره دارد. همچنین، تأکید بر ارزش گوهر سخن و پرهیز از گفتار بیثمر از دیگر مضامین این شعر است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ زندگی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و نمادین ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۱۹۵۱ - به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم
به هر زمین که خبر گیری از سواد عدم
فتاده نامهٔ ما سر به مُهر نقش قدم ۱
ز اهل دل به جز آثار انس هیچ مخواه
رمیدهگیر رمیدن ز آهوان حرم ۲
به خوان عهد و وفا خلق خاک میلیسند
نماند نام نمک بسکه شد غذای قسم ۳
علم به عرصهٔ پستی شکست شهرت جاه
دمید سلسلهٔ موی چینی از پرچم ۴
سخن اگر گهر است انفعال گویاییست
خموش باش که آب گهر نگردد کم ۵
خیال خلد تو زاهد طویله آراییست
خری رهاکن اگر بایدت شدن آدم ۶
بسا گزند که تریاق در بغل دارد
زبان سنگ تری خشکیش بود مرهم ۷
مزاج خودشکن آزار کس نمیخواهد
کم است ریزش خون تیغ را ز ریزش دم ۸
غبار حاجت ما طرف دامنی نگرفت
یقین شد اینکه بلند است آستانکرم ۹
خجالت است خرابات فرصت هستی
قدح زنید حریفان همین به جبههٔ نم ۱۰
به خط جادهٔ پرگار رفتهایم همه
چو سبحه پیش و پس اینجا گذشته است ز هم ۱۱
به یاد وصلکه لبریز حسرتی بیدل
که از نم مژهات ناله میچکد چو قلم ۱۲
فتاده نامهٔ ما سر به مُهر نقش قدم ۱
ز اهل دل به جز آثار انس هیچ مخواه
رمیدهگیر رمیدن ز آهوان حرم ۲
به خوان عهد و وفا خلق خاک میلیسند
نماند نام نمک بسکه شد غذای قسم ۳
علم به عرصهٔ پستی شکست شهرت جاه
دمید سلسلهٔ موی چینی از پرچم ۴
سخن اگر گهر است انفعال گویاییست
خموش باش که آب گهر نگردد کم ۵
خیال خلد تو زاهد طویله آراییست
خری رهاکن اگر بایدت شدن آدم ۶
بسا گزند که تریاق در بغل دارد
زبان سنگ تری خشکیش بود مرهم ۷
مزاج خودشکن آزار کس نمیخواهد
کم است ریزش خون تیغ را ز ریزش دم ۸
غبار حاجت ما طرف دامنی نگرفت
یقین شد اینکه بلند است آستانکرم ۹
خجالت است خرابات فرصت هستی
قدح زنید حریفان همین به جبههٔ نم ۱۰
به خط جادهٔ پرگار رفتهایم همه
چو سبحه پیش و پس اینجا گذشته است ز هم ۱۱
به یاد وصلکه لبریز حسرتی بیدل
که از نم مژهات ناله میچکد چو قلم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۰ - بس که چون سایهام از روز ازل تیره رقم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵۲ - داغم از کیفت آگاهی و اوهام هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.