هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ آزادی، عشق، رنج‌های وجودی و ناامیدی‌های زندگی است. شاعر از قفس وجود خود، آرزوهای بلندپروازانه، و ناتوانی در رسیدن به خواسته‌هایش سخن می‌گوید. همچنین، از مفاهیمی مانند سوختن، ناله، و حسرت برای بیان وضعیت روحی خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج‌های وجودی نیاز به درک و بلوغ عاطفی بیشتری دارند.

غزل ۱۹۸۰ - سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیده‌ام

سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیده‌ام
صبح آزادی چه حرف است این قفس بالیده‌ام ۱

طمطراق گفتگوی بی‌اثر فهمیدنی‌ست
کاروانی چند آواز جرس بالیده‌ام ۲

انفعال همتم‌، ننگ جهان فطرتم
آرزویی در دماغ بوالهوس بالیده‌ام ۳

در خرابات ظهورم نام هستی تهمتی‌ست
چون حباب جرم مینا بی‌نفس بالیده‌ام ۴

سوختن هم مفت فرصت بود اما مایه‌کو
پهلوی خشکی به قدر یک دو خس بالیده‌ام ۵

هر غباری در هوای دامنی پر می‌زند
من هم ای حسرت‌کشان زین دسترس بالیده‌ام ۶

ناله‌ام اما نمی‌گنجم درین نه انجمن
یارب این مقدار در یاد چه کس بالیده‌ام ۷

غیر دریا چیست افسون مایهٔ ناز حباب
می‌درم پیراهنت بر خود ز بس بالیده‌ام ۸

بیدل از ساز ضعیفیهای من غافل مباش
صور می‌خندد طنینی کز مگس بالیده‌ام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۷۹ - عافیتها در مزاج پرفشان دزدیده‌ام
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸۱ - سر اگر بر آسمان یا بر زمین مالیده‌ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.