هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، شاعر سبک هندی، بیانگر نگاهی فلسفی و عرفانی به هستی و عدم است. شاعر از جدایی، عزلت، و تجرد سخن می‌گوید و با زبانی پیچیده و پر از استعاره، مفاهیمی مانند هستی، عدم، و رنج انسان را بررسی می‌کند. او از ناکامی‌ها، تنهایی، و جستجوی معنا در زندگی می‌گوید و در نهایت به گذر از دنیا و بی‌ثباتی آن اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، زبان پیچیده و استعاری شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۰۷۰ - خود را به عیش امکان پر متهم نکردم

خود را به عیش امکان پر متهم نکردم
خلقی به خنده نازند من‌ گریه هم نکردم ۱

سیر خیال هستی رنگ فضولیی داشت
از خجلت جدایی یاد عدم نکردم ۲

کاش انفعال هستی می‌داد شر به آبم
در آتشم ز خاکی‌ کز جهل نم نکردم ۳

همواری آتشم را باغ خلیل می‌کرد
محراب‌ کبر گردید دوشی‌ که خم نکردم ۴

از بسکه نقد هستی سرمایهٔ عدم داشت
هر چند صرف‌ کردم یک ذره‌ کم نکردم ۵

پیری به دوشم آخر سرمشق لغزشی بست
تا سرنگون نگشتم جهد قلم نکردم ۶

رنگ پریده یکسر محمل‌کش بهار است
از خود رمیدم اما جز با تو رم نکردم ۷

آیینهٔ تجرد جوهر نمی‌پرستد
پرچم‌ گرانیی داشت خود را علم نکردم ۸

از طبع بی‌تعلق حیران‌ کار خویشم
این صفحه نقش نگرفت یا من رقم نکردم ۹

بیدل چه بگذرد کس از عالم‌ گذشتن
این جاده پی سپر بود رنج قدم نکردم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۶۹ - گذشت عمر و شکست دل آشکار نکردم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۷۱ - گهی بر صبح پیچیدم‌ گهی با گل جنون‌ کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.