هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند حسرت، عشق، وحشت و تسلیم سخن می‌گوید. او از ناله‌ها، خاطرات تلخ و شیرین، و تأثیر عشق بر زندگی خود می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند خاکستر شدن، سجده کردن و یادآوری زمین و فلک اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر ابراز می‌کند که ای کاش می‌توانست آینه‌ای برای دیدن حقیقت باشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'نفس سوخته' و 'گریه بر رنگ بنای دل و دین' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

غزل ۲۰۷۷ - شب‌ که در حسرت دیدار کمین می‌کردم

شب‌ که در حسرت دیدار کمین می‌کردم
دو جهان یک نگه باز پسین می‌کردم ۱

یاد ناسکه به وحشتکده عنقایی
ناله می‌شد همه‌گر نقش نگین می‌کردم ۲

باد برد آن همه طاقت ‌که به خاکستر ریخت
نفس سوخته را پرده‌نشین می‌کردم ۳

هرکجا سعی هوس رنگ عمارت می ریخت
صرف وحشتکدهٔ خانهٔ زین می‌کردم ۴

عشق چون خامه مرا بر خط تسلیم نداشت
تا ز هر عضو خود ایجاد جبین می‌کردم ۵

سجده آنجا که مرا افسر عزت می‌داد
می‌شدم بر فلک و یاد زمین می‌کردم ۶

هر قدر گرد من از حادثه می‌دید شکست
من ز دامان تو اندیشهٔ چین می‌کردم ۷

پیش از آن دم‌ که غم عشق به توفان آمد
گریه بر رنگ بنای دل و دین می‌کردم ۸

ناله‌ها کردم و آگاه نگشتی ای کاش
خاک می‌گشتم وگردی به ازین می‌کردم ۹

بیدل آرایش تحقیق مقابل می‌خواست
کاش من هم نگهی آینه بین می‌کردم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۷۶ - دمی چون شمع‌ گر جیب تغافل چاک می‌کردم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۷۸ - گر لبی را به هوس ناله‌کمین می‌کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.