هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، به بیان مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی می‌پردازد. شاعر از نبرد درونی خود با نفس اماره، غیرت، حرص، و رشک سخن می‌گوید و تلاش می‌کند تا با گذر از این موانع، به حقیقت و روشنایی برسد. او از نمادهای مختلفی مانند یوسف، موسی، و آتش استفاده می‌کند تا مفاهیم عرفانی را به تصویر بکشد.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجزیه‌وتحلیل، به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و استعاری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۰۸۸ - پر نفس می‌سوخت ما و من ز غیرت تن زدم

پر نفس می‌سوخت ما و من ز غیرت تن زدم
ننگ خاموشی چراغی داشتم دامن زدم ۱

ثابت و سیار گردون ‌گردهٔ وهم منست
صفحهٔ بیکاری آمد در نظر سوزن زدم ۲

گاهگاهی آفتابم ناز پرتو می‌فروخت
چشم پوشیدم ز غیرت گل بر این روزن زدم ۳

کسب معقولات امکان غیر نادانی نداشت
با تجاهل ساز کردم‌ کوس چندین فن زدم ۴

حسن مستوری ندارد خاصه در کنعان ناز
بوی یوسف داشتم بیرون پیراهن زدم ۵

تا تلاش موسی از من رمز حاجت وا نشد
شعلهٔ تحقیق بودم خیمه در ایمن زدم ۶

غیرت فقرم طبیعی حرکتی در کار داشت
حرص را می‌خواستم سیلی زنم‌ گردن زدم ۷

رشک همچشمی نرفت از طبع غیرت‌زای من
هرکجا آیینه دیدم بر دل روشن زدم ۸

سیر از خود رفتنی‌ کردم ز عشرتها مپرس
رنگ بالی زد که آتش در گل و گلشن زدم ۹

پیری از من جز ندامت شیوه‌ای دیگر نخواست
حلقه تا گردید قامت بر در شیون زدم ۱۰

حرص را بیدل به نعمت سیر اگر کردم چه شد
گوهر یک خرمگس من نیز در روغن زدم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۸۷ - رفتم از خویش و به بزم جلوه‌اش لنگر زدم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸۹ - امشب ان مست ناز می‌رسدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.