هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، فراق، سوختن و فداکاری سخن می‌گوید. او با استفاده از استعاره‌هایی مانند شمع، پروانه، و خاکستر، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. شاعر از درد فراق، عشق بی‌پاسخ، و آرزوی وصال می‌نالد و در عین حال، به عشق به عنوان یک تجربه‌ی معنوی و پاک می‌نگرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سوختن، فداکاری، و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۲۱۳۹ - جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم

جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارم
در پرتو چراغی پروانه می‌نگارم ۱

روز نشاط شب کرد آخر فراق یارم
خود را اگر نسوزم شمعی دگر ندارم ۲

بی‌کس شهید عشقم خاک مرا بسوزید
خاکستری زند کاش‌ گل بر سر مزارم ۳

زین باغ شبنم من دیگر چه طرف بندد
آیینه‌ای شکستم رنگی نشد دچارم ۴

جز درد دل چه دارد تبخاله آرمیدن
یارب عرق نریزد از خجلت آبیارم ۵

شوقی ‌که رنگ دل ریخت در کارگاه امکان
وقف گداز می‌خواست یک آبگینه‌وارم ۶

شمع بساط الفت نومید سوختن نیست
در آتشم سراپا تا زیر پاست خارم ۷

خاکم به باد دادند اما به سعی الفت
در سایهٔ خط او پر می‌زند غبارم ۸

صبر آزمای عشقت در خواب بی‌نیازی‌ست
گرداندنم چه حرفست پهلوی کوهسارم ۹

بی‌فهم معنیی نیست بر دل تنیدن من
تمثال کرده‌ام گم آیینه می‌فشارم ۱۰

بیدل به معبد عشق پروای طاقتم نیست
چندانکه می‌تپد دل من سبحه می‌شمارم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۳۸ - بیکس شهیدم خون هم ندارم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۴۰ - حباب‌وارکه کرد اینقدرگرفتارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.