هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عمیق و شوریدگی درونی خود سخن می‌گوید. او از عشق، بی‌قراری، درد و رنج، و همچنین از امید و شوق زندگی می‌گوید. تصاویر شعری مانند جرس، عندلیب، گل، و موج خون، نشان‌دهنده‌ی حالات روحی پیچیده و متناقض اوست.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'موج خون' و 'سوختن' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۲۱۵۲ - به دشت بیخودی آوازهٔ شوق جرس دارم

به دشت بیخودی آوازهٔ شوق جرس دارم
ز فیض دل تپیدنها خروشی بی‌نفس دارم ۱

درین‌ گلشن نوایی بود دام عندلیب من
ز بس نازک دلم از بوی‌ گل چوب قفس دارم ۲

نشاط اعتبارم کرد بی‌تاب تپیدنها
چو بحر از موج خیز آبرو در دیده خس دارم ۳

نفس جز تاب و تب‌ کاری ندارد مفت ناکامی
دماغ سوختن‌ گرم است تا این مشت خس دارم ۴

به گفت‌وگو سیه‌ تا چند سازم‌ صفحهٔ دل را
ز غفلت تا به‌ کی آیینه در راه نفس دارم ۵

محبت مشربم لیک از فسون شوخی سودا
به سعی هرزه‌ فکریها دماغی‌ بوالهوس دارم ۶

گر از تار نگاهم ناله برخیزد عجب نبود
به چشم خود گره‌ گردیده اشکی چون جرس دارم ۷

سراپا جوهری دارم ز روشن طینتی بیدل
که چون مینای می از موج خون تار نفس دارم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۵۱ - چو اشک امشب به ساغر بادهٔ نابی دگر دارم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۵۳ - پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.