هوش مصنوعی: شاعر در این متن از وضعیت روحی و روانی خود سخن می‌گوید. او از دشت بیخودی می‌آید و احساس دوری از ادب و عقلانیت می‌کند. او به جنون و بی‌خودی اعتراف می‌کند و خود را معذور می‌داند. شاعر از عجز و ناتوانی خود آگاه است اما می‌داند که در نهایت تسلیم قدرت بالاتری است. او از بیگانگی با جهان سخن می‌گوید اما در عین حال این بیگانگی را آشنایی می‌داند. شاعر به خاکستر شدن و عبرت گرفتن از زندگی اشاره می‌کند و از زاهدانی می‌گوید که به دنبال بهشت و حور هستند. او از نازهای غبار خود و عجزش در برابر شکست می‌گوید. شاعر از بار هستی و تسلیم شدن در برابر حکم تقدیر سخن می‌گوید. در نهایت، او از صدق و راستی می‌گوید و اینکه در مستی به حقیقت می‌رسد. شاعر از درد و رنج خود می‌نالد اما توانایی چکیدن اشک را ندارد. او خود را در برابر سیلاب حوادث ناتوان می‌داند و از حسرت و امید در زندگی می‌گوید.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۱۷۴ - ز دشت بیخودی می‌آیم از وضع ادب دورم

ز دشت بیخودی می‌آیم از وضع ادب دورم
جنونی‌ گر کنم ای شهریان هوش معذورم ۱

ز قدر عاجزیها غافلم لیک اینقدر دانم
که تا دست سلیمان می‌رسد نقش پی مورم ۲

جهان در عالم بیگانگی شد آشنای من
سراب‌ آیینه‌ام گل‌ می‌کند نزدیکی از دورم ۳

همان بهترکه خاکستر شوم در پردهٔ عبرت
نقاب از روی‌ کارم بر نداری خون منصورم ۴

برو زاهد برای خویش هر کس مطلبی دارد
تو محو و من تغافل اشتیاق‌ جنت و حورم ۵

به اقبال تپیدن نازها دارد غبار من
کلاه آرای عجزم بر شکست خویش معذورم ۶

سجودی بست بار هستی آخر بر جبین من
چه‌سان سر تابم از حکم خمیدن دوش مزدورم ۷

اگر صدق طلب دست ز پا افتادگان‌ گیرد
به‌ مستی می‌رساند لغزش مژگان مخمورم ۸

به خون پیچیده می‌بالم نفس دزدیده می‌نالم
دمیدنهای تبخالم چکیدنهای ناسورم ۹

مکش ای ناله دامانم مدر ای غم‌ گریبانم
سرشکی محو مژگانم چکیدن نیست مقدورم ۱۰

خلل تعمیر سیلاب حوادث نیستم بیدل
بنای حسرتی در عالم امید معمورم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۷۳ - بر ندارد شوخی از طبع ادب تخمیر شرم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۷۵ - شعورت خواه مستم وانماید خواه مخمورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.