هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات پیچیده و متضاد شاعر است که میان امید و یأس، شوق و فراموشی، و هستی و حیرانی در نوسان است. شاعر از دردهای بی‌کیفیت، فراموشی، و ناتوانی در بیان احساسات خود سخن می‌گوید. همچنین، او به رابطه‌اش با وطن، عشق، و هستی اشاره می‌کند و از حیرت و شوقی که در وجودش است صحبت می‌نماید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند دردهای بی‌کیفیت و حیرت وجودی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۲۲۱۸ - گهی در شعله می‌غلتم گهی با آب می‌جوشم

گهی در شعله می‌غلتم گهی با آب می‌جوشم
وطن آوارهٔ شوقم نگاه خانه بر دوشم ۱

درپن محفل امید و یأس هر یک نشئه‌ای دارد
خوشم کز درد بی‌کیفیتی کردند مدهوشم ۲

سراغم کرده‌ای آمادهٔ ساز تحیر باش
غبار گردش رنگم دلیل غارت هوشم ۳

چه سازد گر به حیرانی نپردازد حباب من
ز بس عریانم از خودکسوت آیینه می‌پوشم ۴

به رنگی ناتوانم در خیال سرمه‌گون چشمی
که چون تار نظر آواز نتوان بست بر دوشم ۵

ندارد ساز هستی غیر آهنگ گرفتاری
ز تحریک نفسها شور زنجیر است درگوشم ۶

به آن نامهربان‌، یارب که خواهد گفت حال من
ز یادش رفته‌ام چندانکه از هر دل فراموشم ۷

خمستان وفا رنگ فسردن بر نمی‌دارد
جنون شوق او دارم مباد از خود برون جوشم ۸

ز خوبان سود نتوان برد بی سرمایهٔ حیرت
خریداری ندارد دل مگر آیینه بفروشم ۹

ز گل تا غنچه هر یک ظرف استعداد خود ‌دارد
درین ‌گلشن بقدر جلوهٔ خود من هم آغوشم ۱۰

نفس عمری تپید و مدعای دل نشد روشن
چراغی داشتم بی مطلبیها کرد خاموشم ۱۱

به ‌کنج عالم نسیان دل‌ گمگشته‌ام بیدل
ز یادم نیست غافل هرکه می‌سازد فراموشم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۱۷ - زبن سجدهٔ خود دار تفاخر چه فروشم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱۹ - ندانم مژدهٔ وصل‌ که شد برق افکن هوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.