هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی مانند عجز و تسلیم در برابر هستی، آرزوهای سوخته، خاموشی و سکوت، و ناچیز بودن انسان در مقابل کیهان می‌پردازد. شاعر از احساس بی‌وزنی، بی‌زبانی، و تلاش‌های بی‌ثمر سخن می‌گوید و به مفاهیم فلسفی مانند عدم، هستی، و گذرا بودن زندگی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی داشته باشد.

غزل ۲۳۲۸ - با کف خاکستری سودای اخگر کرده‌ایم

با کف خاکستری سودای اخگر کرده‌ایم
سر به تسلیم ادب گم در ته پر کرده‌ایم ۱

آرزوها در مزاج ما نفس دزدید و سوخت
خویش را چون قطرهٔ بی‌موج گوهر کرده‌ایم ۲

اشک غلتانیم کز دیوانگیهای طلب
لغزش پا را خیال گردش سر کرده‌ایم ۳

بی‌زبانی دارد ابرامی‌ که در صد کوس نیست
هر کجا گوش است ما از خامشی کر کرده‌ایم ۴

از شکوه اقتدار هیچ بودنها مپرس
ذره‌ایم اقلیم معدومی مسخر کرده‌ایم ۵

آنقدر وسعت ندارد ملک هستی تا عدم
چون نفس پر آمد و رفت مکرر کرده‌ایم ۶

عاقبت خط غبار از نسخهٔ ما خواندنی است
باد می‌گرداند آوازی که دفتر کرده‌ایم ۷

خامشی در علم جمعیت رباضتخانه است
فربهی‌های زمان لاف لاغر کرده‌ایم ۸

آستان خلوت‌ کنج عدم‌ کمفرصتی است
شعلهٔ جواله‌ای را حلقهٔ در کرده‌ایم ۹

مقصد ما زین چمن ‌بر هیچکس ‌روشن ‌نشد
رنگ گل بوده‌ست پروازی که بی‌پر کرده‌ایم ۱۰

زحمت فهم از سواد سرنوشت ما مخواه
خط موهومی عیان بود از عرق ترکرده‌ایم ۱۱

یک دو دم بیدل به ذوق دل درین وحشت‌سرا
چون نفس در خانهٔ آیینه لنگر کرده‌ایم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۲۷ - دیدهٔ انتظار را دام امید کرده‌ایم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲۹ - دور هستی پیش از گامی تمامش کرده‌ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.