هوش مصنوعی: این شعر به احساس تنهایی، حیرانی و پشیمانی شاعر اشاره دارد. او خود را غبار عالم ویرانی، اشک پشیمانی و زندانی فطرت خام توصیف می‌کند. شاعر از زندگی ناپایدار و بی‌ثبات سخن می‌گوید و خود را درگیر افکار و خیالاتی می‌بیند که مانند گردباد او را از آرامش دور می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، همراه با مضامین غم‌انگیز و پیچیده، درک و ارتباط با آن را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. این متن برای کسانی مناسب است که از بلوغ فکری و تجربه‌ی کافی برای درک مفاهیم انتزاعی و احساسات پیچیده برخوردارند.

غزل ۲۳۶۰ - خلوت‌پرست گوشهٔ حیرانی خودیم

خلوت‌پرست گوشهٔ حیرانی خودیم
یعنی نگاه دیدهٔ قربانی خودیم ۱

ما را چو صبح باگل تعمیرکار نیست
مشتی غبار عالم ویرانی خودیم ۲

لاف بقا و زندگی رفته نازکیست
لنگر فروش کشتی توفانی خودیم ۳

موگشته‌ایم و نقش خیال تو مشق ماست
حیران صنعت قلم مانی خودیم ۴

پر هرزه بود چشم‌گشودن دین بساط
چون شمع جمله اشک پشیمانی خودیم ۵

جمعیت از غبار هوای رمیده است
صبح جنون بهار پریشانی خودیم ۶

چون اشک راز ما به هزار آب شسته‌اند
آیینهٔ خجالت عریانی خودیم ۷

خاک فسرده خواری جاوید می‌کشد
عمریست پایمال تن‌آسانی خودیم ۸

دیوار رنگ منع خرام بهار نیست
ای خام فطرتان همه زندانی خودیم ۹

بیدل چوگردباد ز آرام ما مپرس
عمریست درکمند پرافشانی خودیم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۵۹ - چون نگه عمریست داغ چشم حیران خودیم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۶۱ - عزت‌ کلاه بی سر و سامانی خودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.