هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از بیدل دهلوی، بر مفاهیمی مانند عشق، جستجوی حقیقت، رهایی از تعلقات مادی، و رسیدن به کمال تاکید دارد. شاعر از مخاطب می‌خواهد تا از محدودیت‌های دنیوی فراتر رود، به درون خود بنگرد، و با رها کردن خود از ظواهر، به حقیقت وجودی دست یابد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی برای درک بهتر دارند.

غزل ۲۵۹۲ - نمی‌گویم قیامت جوش زن یا شور توفان شو

نمی‌گویم قیامت جوش زن یا شور توفان شو
ز قدرت دست بردار آنچه بتوانی شدن آن شو ۱

برآر از عالم تمثال امکان رخت پیدایی
تو کار خویش‌ کن گو خانهٔ‌ آیینه ویران شو ۲

جمال بی‌نشان در پردهٔ دل چشمکی دارد
که در اندیشهٔ ما خاک‌گرد و یوسفستان شو ۳

جنون از چشم زخم امتیازت می‌کند ایمن
بقدر بوی یک‌ گل از لباس رنگ عریان شو ۴

به بیقدری ازبن بازار سودی می‌توان بردن
گرانی سنگ میزان‌کمالت نیست ارزان شو ۵

درین محفل به اظهار نیاز و ناز موهومی
هزار آیینه است از هرکجا خواهی نمایان شو ۶

طریق عشق دشوارست از آیین خرد بگذر
حریف‌کفر اگر نتوان شدن باری مسلمان شو ۷

ز گیر و دار امکان وحشتی تا کنج زانویی
به فکر چین دامن گر نمی‌افتی گریبان شو ۸

هزار آیینه چون طاووس می‌خواهد تماشایت
بقدر شوخی رنگی که داری چشم حیران شو ۹

به بزم جلوه‌پیمایی حیا ظرفی دگر دارد
حباب این محیطی در گشاد چشم پنهان شو ۱۰

ز ساز محفل تحقیق این آواز می‌آید
که ای آهنگ یکتایی ازین نُه پرده عریان شو ۱۱

گر از سامان اقبال قناعت آگهی بیدل
به‌کنج چشم موری واکش و ملک سلیمان شو ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۹۱ - ای پرفشان‌ گرد نفس چندی شرار سنگ شو
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹۳ - کجایی ای جنون ویرانه ات کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.