هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی به مضامینی مانند ناپایداری دنیا، یأس و امید، عرفان و نیاز به خداوند، انتقاد از ظلم و اقبال ظالمان، و مفاهیم عرفانی مانند فقر و نیاز میپردازد. شاعر از بیثباتی زندگی، ناامیدی، و در عین حال امید به رحمت الهی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند آینه به عنوان نماد خودشناسی و حقیقت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند یأس و انتقاد از ظلم نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۶۰۲ - گر نفس چیند به این فرصت بساط دستگاه
گر نفس چیند به این فرصت بساط دستگاه
چون سحر بر ما شکستن میرسد پیش از کلاه ۱
سینه صافی میشود بیپرده تا دم میزنم
در دل ما چون حباب آیینهپرداز است آه ۲
ما و من آخر سواد یأس روشن میکند
خلقی از مشق نفس آیینه میسازد سیاه ۳
صاحب دل کیست حیرانم درین غفلتسرا
آینه یک گل زمین است و جهانی خانه خواه ۴
گرگشایی دیدهٔ انصاف بر اقبال ظلم
همچوآتش اخگر است و شعله آن تخت وکلاه ۵
اوج اقبال شهنشاهی توهم کرده است
بر سر مژگان نم اشکی چکیدن دستگاه ۶
استخوان چرب و خشکی هستکز خاصیتش
سگ توجه بر گدا دارد هما بر پادشاه ۷
ای هوس رسوایی دیبا و اطلس روشن است
بیش ازین از جامهٔ عریانیام عریان مخواه ۸
با شکوه آسمان گردن نیفرازد زمین
خاک باید بود پیش رفعت آن بارگاه ۹
محرم راز کرم نتوان شدن بیاحتیاج
در پناه رحمت آخر میبرد ما را گناه ۱۰
بیگداز نیستی صورت نبندد آگهی
شمع این محفل سراپا سرمه است و یک نگاه ۱۱
گر به این رنگست بیدل رونق بازار دهر
تا قیامت یوسف ما برنمیآید زچاه ۱۲
چون سحر بر ما شکستن میرسد پیش از کلاه ۱
سینه صافی میشود بیپرده تا دم میزنم
در دل ما چون حباب آیینهپرداز است آه ۲
ما و من آخر سواد یأس روشن میکند
خلقی از مشق نفس آیینه میسازد سیاه ۳
صاحب دل کیست حیرانم درین غفلتسرا
آینه یک گل زمین است و جهانی خانه خواه ۴
گرگشایی دیدهٔ انصاف بر اقبال ظلم
همچوآتش اخگر است و شعله آن تخت وکلاه ۵
اوج اقبال شهنشاهی توهم کرده است
بر سر مژگان نم اشکی چکیدن دستگاه ۶
استخوان چرب و خشکی هستکز خاصیتش
سگ توجه بر گدا دارد هما بر پادشاه ۷
ای هوس رسوایی دیبا و اطلس روشن است
بیش ازین از جامهٔ عریانیام عریان مخواه ۸
با شکوه آسمان گردن نیفرازد زمین
خاک باید بود پیش رفعت آن بارگاه ۹
محرم راز کرم نتوان شدن بیاحتیاج
در پناه رحمت آخر میبرد ما را گناه ۱۰
بیگداز نیستی صورت نبندد آگهی
شمع این محفل سراپا سرمه است و یک نگاه ۱۱
گر به این رنگست بیدل رونق بازار دهر
تا قیامت یوسف ما برنمیآید زچاه ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۰۱ - عالم و این تردماغیهای جاه
گوهر بعدی:غزل ۲۶۰۳ - ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.