هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و فلسفی از بیدل دهلوی، به موضوعاتی مانند عشق، فراموشی، حسرت، و تأملات وجودی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند لعل خموش، چشمهٔ بی‌جوش، و آیینه، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند گذر زمان، جستجوی معنا، و ناپایداری زندگی در این شعر مشهود است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شاعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی برای درک کامل دارد.

غزل ۲۶۴۳ - افسانهٔ وفایی اگر گوش کرده‌ای

افسانهٔ وفایی اگر گوش کرده‌ای
یادم کن آنقدرکه فراموش کرده‌ای ۱

لعلت‌خموش و دل‌هوس‌انشای‌صد سئوال
آبم ز شرم چشمهٔ بیجوش کرده‌ای ۲

خیمازهٔ خیال تسلی کنار نیست
ای موج اختراع چه آغوش‌ کرده‌ای ۳

دل نیست‌گوهری‌که به خاکش توان نهفت
آیینه است آنچه نمدپوش کرده‌ای ۴

موی سپید پنبهٔ‌گوش‌کسی مباد
در خواب‌، سیر صبح بناگوش کرده‌ای ۵

لغزیده برجهات پریشان نگاهیت
خطی دگر شد آنچه تو مغشوش ‌کرده‌ای ۶

جزوهم چون حباب ندانم چه بار داشت
خم گشتنی که آبلهٔ دوش کرده‌ای ۷

گر شغل هستی تو همین سعی نیستی است
امروز خواهی آنچه کنی دوش کرده‌ای ۸

زین بیش وکم نفس به تخیل شمرده‌گیر
فرداست کاین حساب فراموش کرده‌ای ۹

تصویر شمع‌، محرم سوز و گداز نیست
در ساغرت می است که کم نوش کرده‌ای ۱۰

بیدل دلت به نور حضوری نبرد راه
ای بیخبر چراغ که خاموش کرده‌ای ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۴۲ - ای امل آواره فرصت را چه رسواکرده‌ای
گوهر بعدی:غزل ۲۶۴۴ - خشم را آیینه پرداز ترحم کرده‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.