هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که با استفاده از تصاویر و استعاره‌های پیچیده، به موضوعاتی مانند عشق، هستی، فنا، و حقیقت وجودی انسان می‌پردازد. شاعر با زبانی نمادین، حالات درونی و تفکرات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.

غزل ۲۶۹۶ - به این تمکین خرامت فتنه در خوابست پنداری

به این تمکین خرامت فتنه در خوابست پنداری
تبسم از حیا گل بر سر آبست پنداری ۱

غبارم از خرامت ششجهت دست دعا دارد
حضور چین دامان تو محرابست پنداری ۲

ندارد ساز عجزم چون نگه سامان آهنگی
به مژگانت‌که شوخیهای مضرابست پنداری ۳

سپند آتش دل کرده‌ام ذرات امکان را
تب شوق تو خورشید جهانتابست پنداری ۴

سر از بالین نازم یاد مخمل برنمی‌دارد
بساط خاکساریها شکر خوابست پنداری ۵

به فکر هستی از خود هر نفس می‌بایدم رفتن
خیال مشت خاکم عالم آبست پنداری ۶

نشد کیفیت احوال خود بر هیچکس‌ روشن
درین عبرت سرا آیینه نایابست پنداری ۷

خسیسان بر جهان پوج دارند اینقدر غوغا
سگان را استخوان خشک مهتابست پنداری ۸

گهر در بحر ازگرد یتیمی خاک می‌لیسد
تو از پندار حرص تشنه سیرابست پنداری ۹

دلیل شوخی عشق است محو حسن‌ گردیدن
نگه گستاخیی دارد که آدابست پنداری ۱۰

خیال از رنگ تحقیقم غباری در نظر دارد
مصور درکمین طرح سنجابست پنداری ۱۱

تحیر صورتی نگذاشت در آیینه‌ام بیدل
صفای خانه‌ای دارم که سیلابست پنداری ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۹۵ - دمی‌ که عجز شود دستگاه بیکاری
گوهر بعدی:غزل ۲۶۹۷ - قدح از شوق لعلت چشم بی‌خوابست پنداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.