هوش مصنوعی: شاعر در این متن از پیری و فرارسیدن دوران کهنسالی خود می‌نالد و احساس بی‌حاصلی و تنهایی می‌کند. او به از دست دادن جوانی و فرصت‌های از دست رفته اشاره می‌کند و تأکید دارد که پیری با تمام سختی‌هایش، اجتناب‌ناپذیر است. همچنین، شاعر به ناتوانی در بازگشت به روزهای جوانی و بی‌تأثیری تسلی‌بخش‌های دوران پیری اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی مرتبط با پیری و گذر زمان است که درک آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۲۷۰۳ - بیحاصلی‌ام بست به‌ گردن خم پیری

بیحاصلی‌ام بست به‌ گردن خم پیری
چون بید ز سر تا قدمم عالم پیری ۱

در عالم فرصت چقدر قافیه تنگ است
مو،‌ رست سیه‌، پیش‌تر از ماتم پیری ۲

تا پنبه نهد کس به سر داغ جوانی
کافور ندارد اثر مرهم پیری ۳

موقوف فراموشی ایام شبابست
خلدی اگر ایجاد کند عالم پیری ۴

هیهات به این حلقه در دل نگشودند
رفتند جوانان همه نامحرم پیری ۵

آزادگی آن نیست ‌که از مرگ هراسد
بر سرو نبسته‌ست خمیدن غم پیری ۶

دل خورد فشاری‌ که ز هم ریخت نگینش
زبن بیش چه تنگی دمد از حاتم پیری ۷

تأثیر نفس سوخت به سامان فسردن
رو آتش یاقوت فروز از دم پیری ۸

انگشت‌نمای عدم از موی سپیدم
کردند چو صبحم علم از پرچم پیری ۹

چون موی سپیدی زند از لاف حیا کن
هشدار که زال است همان رستم پیری ۱۰

بیدل تو جوانی به تک و تاز قدم زن
من سایهٔ دیوار خودم از خم پیری ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۰۲ - فریبم می‌دهد آسودگی ای شوق تدبیری
گوهر بعدی:غزل ۲۷۰۴ - مژه بهم نزنی آینه به زنگ نگیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.