هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند تواضع، حیرت، عشق، و رنج‌های بشری می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند آیینه، گرد و غبار، شمع، و گل به‌عنوان نمادهایی برای بیان حالات درونی و روحانی استفاده می‌کند. متن به‌صورت نمادین به جستجوی معنوی و دشواری‌های راه اشاره دارد و در نهایت، به پذیرش سرنوشت و تواضع در برابر هستی می‌رسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با نمادگرایی در ادبیات فارسی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۷۶۶ - در آن محفل ‌که الفت قابل زانوست پیشانی

در آن محفل ‌که الفت قابل زانوست پیشانی
گریبان دامنیها دارد و دامن گریبانی ۱

به چشم بی‌نگه آیینه می‌بیند جهانی را
خوشا احوال دانایی ‌که دارد وضع نادانی ۲

تواضع نسخه‌ایم ‌از سرنوشت ما چه می‌پرسی
خم ابروست اینجا انتخاب سطر پیشانی ۳

غبار تن سر راه سبکروحان نمی‌گیرد
نگردد شمع را فانوس مانع از پریشانی ۴

برون پردهٔ دل گردی از کلفت نمی‌باشد
همین در خانهٔ آیینه ها جمع است حیرانی ۵

گریبان می‌درد از تشنه ‌کامی زخم مشتاقان
به جوی حسرت ما آب تیغت باد ارزانی ۶

به این هستی چسان باشم نقاب شوخی رازت
که اینجا بر نیاید اشک هم از ننگ عریانی ۷

گل عشرت به باغ طالع ما غنچه می‌گردد
شکست افتادگان را می‌کشد سوفار پیکانی ۸

حیا ایجادم از من بی‌نقابیها نمی‌آید
اگر مژگان‌ گشودم چشم می‌پوشم به حیرانی ۹

ندارد موج جز جوش محیط آیینهٔ دیگر
ز جیبت سرکشم‌ گر خود مرا از من نپو‌شانی ۱۰

نموهای بهار اعتبار افسردگی دارد
نمی‌بارد سحاب فضل نیسان جز به آسانی ۱۱

درین صحرا به فکر جستجو زحمت مکش بیدل
که جولان آبله ‌گل می‌کند از تنگ میدانی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۶۵ - تنش را پیرهن چون‌گل دمید افسون عریانی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۶۷ - درین حدیقه‌ نه‌ای قدردان حیرانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.