هوش مصنوعی: این متن به مفاهیمی مانند شهرت، فقر، غرور، و آزمون‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از تباهی شهرت، ناتوانی غرور در برابر فقر، و آزمون‌های بی‌پایان زندگی سخن می‌گوید. همچنین، به نقش طبیعت و عناصر آن مانند دریا و ماه اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از اندیشه‌های بی‌گناهی و سوختن در آزمون‌های زندگی می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.

غزل ۲۷۹۴ - به شهرت زد اقبال خلق از تباهی

به شهرت زد اقبال خلق از تباهی
سپید است نقش نگین از سیاهی ۱

دماغ غرور از فقیران نبالد
کجی نیست سرمایهٔ بی‌کلاهی ۲

گر این است درد سر زر پرستان
همان اجتماع گدایی‌ست شاهی ۳

ندانم خیال دماغ آفرینان
چه دارد درین امتحان‌گاه واهی ۴

ندیده‌ست ازین بحر غیر از فسردن
به چشمی‌ که موج‌ گهر نیست راهی ۵

یقین احتیاج دلایل ندارد
در آب افکند سرمه را چشم ماهی ۶

نخواهی شدن منکر آنچه‌ گفتی
دو لب داده در هر حدیثت گواهی ۷

گر اقبال خورشیدیت اوج گیرد
فروزد چراغ از دم صبحگاهی ۸

به هر جا گشادند مژگان نازت
به چشم بتان خواب شد خوش نگاهی ۹

شنیدم قدم می‌گذاری به چشمم
زمین سبز کرده‌ست مژگان گیاهی ۱۰

کتان باب مهتاب چیزی ندارد
به هر جا تویی دیگر از من چه خواهی ۱۱

کرم بسکه ‌گرم امتحانست بیدل
مرا سوخت اندیشهٔ بی‌گناهی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۹۳ - به طبع مقبلان یارب‌کدورت را مده راهی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹۵ - در دل زد خیال پرتو مهرت سحرگاهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.