هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌گوید. او از اشک‌هایی که بر دلش می‌ریزد و از ستم معشوق شکایت دارد، اما با این حال، لذت وصال را با حسرت همراه می‌داند. شاعر همچنین به ناامیدی و دردهای روحی خود اشاره می‌کند و از بی‌تفاوتی دیگران نسبت به رنج‌هایش گله می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۳۹۲ - چون ز چشمم رود آن خون که زند بر دل خویش

چون ز چشمم رود آن خون که زند بر دل خویش
جنبش آن مژهٔ دم به دم و بیش از بیش ۱

می کنندش متأثر، مشوید ای احباب
همره نفس، سرانگشت گزان، از پس و پیش ۲

گرم جور آن ستم اندیش و من از غم سوزان
که نگیرد دلش از این ستم بیش از بیش ۳

باش گر وصل تو از غیر که سنجیده دلم
لذت وصل تو با چاشنی حسرت خویش ۴

گزم انگشت که کو نیشتر و کو الماس
چون به فردوس درآیم همه داغ و هم ریش ۵

چند گویی که میندیش و مبین روی نکو
عرفی این ها به کسی گو که بود نیک اندیش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۱ - ملک به سهو نویسد چو نامهٔ ستمش
گوهر بعدی:غزل ۳۹۳ - میل دارم کز می غم در بهشت آیم به هوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.