هوش مصنوعی:
این شعر از قاآنی، بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ تنهایی، غم و فراق است. او از رفتن دوستان و تاریکی روزهایش میگوید و از ستمهای یارش شکایت میکند. همچنین، اشارهای به گذرا بودن زندگی و بیثباتی دنیا دارد. در پایان، شاعر به حرمت دل خود اشاره میکند که جایگاه خداست و از نبود بت در آن خوشحال است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم فراق و ستم یار نیاز به تجربهٔ زندگی بیشتری برای درک کامل دارد.
غزل ۲۵ - رفتند دوستان و کم از بیش و کم نماند
رفتند دوستان و کم از بیش و کم نماند
روزم سیاه گشت و برم سایه هم نماند ۱
چون صبح از آن سبب نفس سرد می کشم
کان صبح چهره چون نفس صبحدم نماند ۲
با من ستم نمیکند ار یار من رواست
چندان ستم نمودکه دیگر ستم نماند ۳
گویی دلت چرا نشد از هجر من غمین
آن قدر تنگ شدکه درو جای غم نماند ۴
چون ابر در فراق تو از بس گریستم
در چشم من چو چشمهٔ خورشید نم نماند ۵
می ده که وقت آمدن و رفتن از جهان
کس محتشم نیامد وکس محتشم نماند ۶
ای خواجه عمر جام سفالین دراز باد
کاو بهر باده هست اگر جام جم نماند ۷
قاآنیا دل تو حرم خانهٔ خداست
منت خدای راکه بتی در حرم نماند ۸
روزم سیاه گشت و برم سایه هم نماند ۱
چون صبح از آن سبب نفس سرد می کشم
کان صبح چهره چون نفس صبحدم نماند ۲
با من ستم نمیکند ار یار من رواست
چندان ستم نمودکه دیگر ستم نماند ۳
گویی دلت چرا نشد از هجر من غمین
آن قدر تنگ شدکه درو جای غم نماند ۴
چون ابر در فراق تو از بس گریستم
در چشم من چو چشمهٔ خورشید نم نماند ۵
می ده که وقت آمدن و رفتن از جهان
کس محتشم نیامد وکس محتشم نماند ۶
ای خواجه عمر جام سفالین دراز باد
کاو بهر باده هست اگر جام جم نماند ۷
قاآنیا دل تو حرم خانهٔ خداست
منت خدای راکه بتی در حرم نماند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴ - دل تو خاره و جسمت حریر را ماند
گوهر بعدی:غزل ۲۶ - نگار سرو قد من چو عزم باغ کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.