هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از نعمت الله ولی، به بیان احساسات شاعر در مورد وصال معشوق و بیداری بخت در نیمه‌شب می‌پردازد. شاعر از تاریکی شب و روشنی آمدن معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌های عاشقی و رسیدن به وصال می‌سراید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عاشقی و وصال نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۱۸ - ماه ما از در در آمد نیمشب

ماه ما از در در آمد نیمشب
آفتاب ما برآمد نیمشب ۱

بخت ما بیدار شد در نیمروز
عمر رفته بر سر آمد نیمشب ۲

بس که آب دیده ام در خاک ریخت
سرو نازم در بر آمد نیمشب ۳

وصل او در روز خوش باشد ولی
بی رقیبان خوشتر آمد نیمشب ۴

روز تا شب در تمنا بود دل
ناگهانی دلبر آمد نیمشب ۵

خلوت جانم چو شب تاریک بود
روشنی او در آمد نیمشب ۶

نعمت الله را درخت دولتش
از سعادت در بَر آمد نیمشب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۷ - آفتابی ز ماه بسته نقاب
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹ - دردمند و دردنوشم روز و شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.