هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر سوز و گداز عشق و تأثیر عمیق آن بر عقل و جان شاعر است. آتش عشق همه چیز را می‌سوزاند، از عقل و جان گرفته تا دنیای مادی و معنوی. شاعر خود را غرق در دریای عشق می‌داند و از سوختن در این آتش سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۴۱۳ - آتش عشق تو دل در بر بسوخت

آتش عشق تو دل در بر بسوخت
باز زرین بال عقلم پر بسوخت ۱

شمع عشقت آتشی در ما فکند
عود جانم در دل مجمر بسوخت ۲

آتشی از سوز سینه بر زدم
عقل چون پروانه پا تا سر بسوخت ۳

سوخته بودم آتش عشقت دگر
خوش برافروخت و مرا خوشتر بسوخت ۴

غیرت عشق تو بر زد آتشی
هرچه بود از غیر خشک و تر بسوخت ۵

غرقهٔ بحر زلالیم ای عجب
جان ما از تشنگی در بر بسوخت ۶

تاب نور آفتاب مهر تو
شد پدید و مؤمن و کافر بسوخت ۷

عکس رویت بر رخ ساغر فتاد
آب آتش رنگ در ساغر بسوخت ۸

گرچه عالم سوخت از عشقت ولی
همچو سید دیگری کمتر بسوخت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۲ - آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت
گوهر بعدی:غزل ۴۱۴ - علم ما در کتاب نتوان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.