هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، درباره عشق و دلدادگی به معشوق و توصیف حالات عاشقانه و فداکاری در راه اوست. شاعر از سودای عشق، حالات روحی و جسمی ناشی از آن، و فداکاری در راه معشوق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۴۳۵ - تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت

تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت
چون سر زلفش وجودم مو به مو سودا گرفت ۱

در هوایش چون بنفشه ما ز پا افتاده ایم
نرگسش عین عنایت از سر ما وا گرفت ۲

چشم ما بر پردهٔ دیده خیالش نقش بست
خوش نگاری لاجرم در دیدهٔ ما جا گرفت ۳

روضهٔ رضوان نجوید میل جنت کی کند
هر که در میخانهٔ ما همچو ما مأوا گرفت ۴

ما به جاروب مژه خاک درش را رفته ایم
گرد و خاک آن در او ، دامَن ما را گرفت ۵

آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود
لاجرم از آب چشم ما جهان دریا گرفت ۶

سید ما گر جفائی می کند ما بنده ایم
بندگان را کی رسد بر شاه بی همتا گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۴ - تا که سودای خیالش در سُویدا جا گرفت
گوهر بعدی:غزل ۴۳۶ - نور چشم عالمی بر دیدهٔ ما جا گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.