هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه از درد عشق و فداکاری در راه آن سخن میگوید. شاعر با اشاره به مفاهیمی مانند شراب صاف به عنوان درمان دردها، عشق به معشوق را بالاتر از هر چیزی میداند و از فداکاری و شجاعت در این راه صحبت میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند جوانمردی، بزرگی و نعمتهای الهی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند شراب و درد عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۵۷ - چون شراب صاف درمان است مارا دُرد درد
چون شراب صاف درمان است مارا دُرد درد
زان همی ریزم فرود آیم به روی دُرد درد ۱
گرم می دارد مرا صوف و حریر عشق او
غم ندارم گر ندارم در هوای برد برد ۲
من ز میدان بلایش رو نگردانم به تیغ
رستم دستان کجا ترسان شود از گرد گرد ۳
آفتاب روشن روی منیر میر ترک
کی مکدر گردد از گردی که باری کرد گرد ۴
تو نه ای مرد نبرد درد درد عشق او
ده هزار ار خانه گیری او بدادی نرد برد ۵
ناجوانمردی که او در عشق جانان جان نداد
شاید ارزنده دلی گوید که آن نامرد مرد ۶
تا بزرگی کرد تدبیری که نانی را خورد
نعمت الله دید بسیاری که نانی خورد و مرد ۷
زان همی ریزم فرود آیم به روی دُرد درد ۱
گرم می دارد مرا صوف و حریر عشق او
غم ندارم گر ندارم در هوای برد برد ۲
من ز میدان بلایش رو نگردانم به تیغ
رستم دستان کجا ترسان شود از گرد گرد ۳
آفتاب روشن روی منیر میر ترک
کی مکدر گردد از گردی که باری کرد گرد ۴
تو نه ای مرد نبرد درد درد عشق او
ده هزار ار خانه گیری او بدادی نرد برد ۵
ناجوانمردی که او در عشق جانان جان نداد
شاید ارزنده دلی گوید که آن نامرد مرد ۶
تا بزرگی کرد تدبیری که نانی را خورد
نعمت الله دید بسیاری که نانی خورد و مرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۶ - بود روزی خواجه ای سالار کرد
گوهر بعدی:غزل ۶۵۸ - آن لحظه که جان در تتق غیب نهان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.