هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق، مستی و رهایی از قید و بندهای دنیوی سخن می‌گوید. او با اشاره به عشق به معشوق، می‌نوشد و از غم و شادی زندگی می‌گوید. همچنین، به توبه‌شکنی و بازگشت به می‌نوشی اشاره می‌کند و خود را بندهٔ عشق و مستی می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است و ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به می‌نوشی و مستی دارد که برای گروه‌های سنی پایین‌تر مناسب نیست.

غزل ۸۹۷ - من سودازده با عشق درافتادم باز

من سودازده با عشق درافتادم باز
دل به دست سر زلف صنمی دادم باز ۱

آستان در او قبلهٔ حاجات من است
روی خود بر در آن میکده بنهادم باز ۲

کار رندان جهان بسته نماند دیگر
چون من مست در میکده بگشادم باز ۳

می خورم جام غم انجام به شادی ساقی
غم ندارم ز کس و عاشق و دلشادم باز ۴

هست بنیاد من از عاشقی و میخواری
رفته ام بر سر آن قصه و بنیادم باز ۵

نکنم عیب اگر توبه شکستم دیگر
یافتم آب حیاتی و در افتادم باز ۶

بندهٔ بندگی سید سرمستانم
از چنین بندگئی بندهٔ آزادم باز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۹۶ - رند مستیم و عشق شورانگیز
گوهر بعدی:غزل ۸۹۸ - در میخانه را گشادم باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.