هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، مستی معنوی، رهایی از دنیا و ارتباط با معشوق الهی میپردازد. شاعر از فراغت از دنیا، همدمی با جام (نماد عشق و معرفت)، درد عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند نور معشوق، درماندگی عاشقان و بیخبری دیگران از حال او اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند مستی و مینوشی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات خاص آن دارد.
غزل ۱۰۱۷ - چه خوش باشد گرت باشد فراغت از همه عالم
چه خوش باشد گرت باشد فراغت از همه عالم
فراغت خوش بود جانا اگر چه باشد آن یک دم ۱
اگر همدم همی خواهی چو ما با جام همدم شو
و گر محرم همی جوئی مجو جز خویش را محرم ۲
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
بیا و نوش کن جامی که خوش وقتی شوی در دم ۳
خیال نقش روی او و نور دیدهٔ ما بین
که سرمستانه در خلوت نشسته هر دو خوش با هم ۴
دوای دردمندان است و درد عشق او
خبر از ما کسی دارد که نوشد می ز جام جم ۵
شراب شوق می نوشم سخن از عشق می گویم
رایة الله فی عینی و عینی عینه فافهم ۶
برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری
حریف نعمت اللهم فراغت دارم از عالم ۷
فراغت خوش بود جانا اگر چه باشد آن یک دم ۱
اگر همدم همی خواهی چو ما با جام همدم شو
و گر محرم همی جوئی مجو جز خویش را محرم ۲
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
بیا و نوش کن جامی که خوش وقتی شوی در دم ۳
خیال نقش روی او و نور دیدهٔ ما بین
که سرمستانه در خلوت نشسته هر دو خوش با هم ۴
دوای دردمندان است و درد عشق او
خبر از ما کسی دارد که نوشد می ز جام جم ۵
شراب شوق می نوشم سخن از عشق می گویم
رایة الله فی عینی و عینی عینه فافهم ۶
برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری
حریف نعمت اللهم فراغت دارم از عالم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱۶ - گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱۸ - مائیم ز نار عشق آدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.