هوش مصنوعی: این متن بیانگر عشق و وحدت با خداوند و جدایی از دنیای مادی است. شاعر خود را مست و عاشق خدا می‌داند، از تعلقات دنیوی رها شده و در جستجوی لقای الهی است. او وجود خود را همچون موسی در طور می‌بیند، روحی آزاد که در جسم محدود نیست و موجی است در دریای بیکران. شاعر تأکید می‌کند که در سینه‌اش یار مقیم است و از نظر او صوفی صافی شده است. او خود را غرق در محیط وحدت می‌داند و از سایه‌های گذرا گذشته است. در نهایت، شاعر به بقای الهی و پاکی از فنا اشاره می‌کند و خود را گاه هلال و گاه بدر، گاه در غرب و گاه در شرق می‌بیند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.

غزل ۱۱۹۹ - ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم

ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم
ما باده پرستیم و از این خلق جدائیم ۱

بر طور وجودیم چو موسی شده ازدست
بی پا و سر آشفته و جویای لقائیم ۲

روحیم که در جسم نباشد که نباشیم
موجیم که در بحر به یک جای نیائیم ۳

در صومعهٔ سینهٔ ما یار مقیمست
ما از نظرش صوفی صافی صفائیم ۴

ما غرق محیطیم نجوئیم دگر آب
ای بر لب ساحل تو چه دانی که کجائیم ۵

مائیم که از سایه گذشتیم دگر بار
ما سایه نجوئیم همائیم همائیم ۶

مائیم که از ما و منی هیچ نماندست
در عین بقائیم و منزه ز فنائیم ۷

گاهی چو هلالیم و گهی بدر منیریم
گاهی شده در غرب و گه از شرق برائیم ۸

سید چه کنی راز نهان فاش نگفتیم
در خود نگرستیم خدائیم خدائیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۹۸ - غرقهٔ بحر بیکران مائیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۰ - ما بندهٔ مطلق خدائیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.