هوش مصنوعی: متن بیانگر فقر و بی‌نیازی درویش از امارت و شاهی است. او عشق به یار جوان را بر هر چیزی ترجیح می‌دهد و حتی اسارت را به خاطر عشق می‌پذیرد. همچنین، اشاره‌ای به آزادی از طریق بندگی عشق دارد و مرگ در راه عشق را جاودانگی می‌داند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ در راه عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۴۹۹ - درویش فقیریم و نخواهیم امیری

درویش فقیریم و نخواهیم امیری
والله که به شاهی نفروشیم فقیری ۱

گر مختصری در نظرت خورد نماید
آن شخص بزرگیست مبینش به حقیری ۲

پیریم ولی عاشق آن یار جوانیم
یا رب برسان یار جوان را تو به پیری ۳

گر یوسف مصری به اسیریش ببردند
این یوسف من برد مرا هم به اسیری ۴

مستانه سخن می رود ای زاهد مخمور
شاید که بر این گفتهٔ ما نکته نگیری ۵

از مرگ میندیش اگر کشتهٔ عشقی
جاوید بمانی اگر از خویش بمیری ۶

آزاد بود هر که بود بندهٔ سید
از بندگی اوست مرا حکم امیری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۸ - دل به دلبر گر سپاری دل بری
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۰ - جان چه باشد گر نباشد عاشق جان پروری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.