هوش مصنوعی: این متن به بیان احساسات و اندوه شاعر در مورد عشق و نیازمندی می‌پردازد. شاعر از ناامیدی و بیهودگی طلب نیازمندان سخن می‌گوید و از عجز و ناتوانی در رسیدن به معشوق گلایه می‌کند. همچنین، او به بیهودگی تلاش برای جلب توجه عزیزان اشاره کرده و از دل‌هایی که از عشق و زیبایی نشانه‌ای ندارند، اظهار تأسف می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و اندوهگین است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۲۰ - به چه رو به جلوه آید، طلب نیازمندان

به چه رو به جلوه آید، طلب نیازمندان
نه دل نیاز خرم، نه لب امید خندان ۱

گله از تهی کمندی، نه روا بود، همین بس
که غزال ما نیفتد به کمند صید بندان ۲

چه کند زبون شکاری، ز چنین شکارگاهی
که خم کمند بوسد، لب عنبرین کمندان ۳

چه گمان باطل است این، که بود عزیز صیدی
که به عجز بسته گردد، به کمند ارجمندان ۴

به کرشمه ای بنازم که ز باد دامن او
زده موج زهر آفت، به گلوی نوشخندان ۵

چه دل است، آه از آن دل، که ز حسن و عشق، در وی
نه علامتی ز ناخن، نه جراحتی ز دندان ۶

نه چنان بتاز عرفی، که رود عنان ز دستت
تو هم این حدیث می گوی، به سبک عنان سمندان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۹ - خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من
گوهر بعدی:غزل ۵۲۱ - دانی که چیست مصلحت ما؟ گریستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.