هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند صبر در برابر رنج، همدردی با دیگران، لذت بردن از زندگی با وجود سختیها، و ارزش تجربههای تلخ و شیرین میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که در برابر مشکلات مقاومت کند و از هر لحظه زندگی، حتی اگر همراه با درد باشد، لذت ببرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و درد نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
غزل ۵۲۲ - دلا رنجی ببر، کز دردمندان می توان بودن
دلا رنجی ببر، کز دردمندان می توان بودن
مکش گردن که خاک سربلندان می توان بودن ۱
دمی کان غمزه صیدی را به خون غلتان کند
که مشتاق کمند صید بندان می توان بودن ۲
اگر دندان فشردن بر جگر این چاشنی دارد
فدای لذت هر زخم دندان می توان بودن ۳
پی بالا نشینی، واعظا، می را مکن ضایع
بیا در دیر هم صدر لوندان می توان بودن ۴
اگر گاهی لب امید عرفی تلخ می خندد
لبی می خوش ز خیل زهرخندان می توان بودن ۵
مکش گردن که خاک سربلندان می توان بودن ۱
دمی کان غمزه صیدی را به خون غلتان کند
که مشتاق کمند صید بندان می توان بودن ۲
اگر دندان فشردن بر جگر این چاشنی دارد
فدای لذت هر زخم دندان می توان بودن ۳
پی بالا نشینی، واعظا، می را مکن ضایع
بیا در دیر هم صدر لوندان می توان بودن ۴
اگر گاهی لب امید عرفی تلخ می خندد
لبی می خوش ز خیل زهرخندان می توان بودن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۱ - دانی که چیست مصلحت ما؟ گریستن
گوهر بعدی:غزل ۵۲۳ - خوش در خور است، حسرت تو با گریستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.