هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی شیرازی، با استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی، به موضوعاتی مانند عشق الهی، گذر زمان، خودشناسی و وحدت وجود میپردازد. شاعر با خطاب به کبک، فلک و دیگر عناصر، از نیاز انسان به رهایی از غفلت و پیوستن به حقیقت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار میباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۴۹ - بانگ ما کبک است، خرمن را به خرمن باز ده
بانگ ما کبک است، خرمن را به خرمن باز ده
ای که می گفتی خریدارم، کنون آواز ده ۱
روزگار خندهٔ غفلت گذشت ای کبک من
دل به دندان گیر و تن در چنگل شهباز ده ۲
ای فلک صیدی که افکندی به تیرت کشته شد
بوسه ای بر دست این صیاد حکم انداز ده ۳
می توان غماز عیب مردمان بودن، ای ظریف
گر ظریفی عیب خود را عرضهٔ غماز ده ۴
گفت و گوی سر وحدت را به صد ره کرده ای
بال صوفی را به دست جنبش پرواز ده ۵
شکر ما کن، دوست را، عرفی و جان ها بر فشان
کز تو جان خواهد، نمی گوید که در دم باز ده ۶
ای که می گفتی خریدارم، کنون آواز ده ۱
روزگار خندهٔ غفلت گذشت ای کبک من
دل به دندان گیر و تن در چنگل شهباز ده ۲
ای فلک صیدی که افکندی به تیرت کشته شد
بوسه ای بر دست این صیاد حکم انداز ده ۳
می توان غماز عیب مردمان بودن، ای ظریف
گر ظریفی عیب خود را عرضهٔ غماز ده ۴
گفت و گوی سر وحدت را به صد ره کرده ای
بال صوفی را به دست جنبش پرواز ده ۵
شکر ما کن، دوست را، عرفی و جان ها بر فشان
کز تو جان خواهد، نمی گوید که در دم باز ده ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۸ - نه بی موجب به خاکم، از سم اسبش، نشان مانده
گوهر بعدی:غزل ۵۵۰ - از سفر می آیی و تاراج عزت کرده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.