هوش مصنوعی:
شاعر از شنیدن صدای تلخ یک فرد مادیگرا (رزقپرست) شکایت میکند و میپرسد جرمش چه بوده که فقط به او جام شراب داده است. سپس اشاره میکند که همان محتسب (ناظر شرعی) که گرسنه بود، امروز مست شده و شاعر تصمیم دارد با لقمهای دهانش را ببندد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم انتقادی و هجوآمیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشارهای غیرمستقیم به مصرف شراب وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
رباعی ۴۱ - صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست
صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست
جرمم چه، که همین دادمش جام به دست ۱
دانی که همان محتسب گرسنه مست
کامروز به لقمه اش دهن خواهم بست ۲
جرمم چه، که همین دادمش جام به دست ۱
دانی که همان محتسب گرسنه مست
کامروز به لقمه اش دهن خواهم بست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۰ - شیراز که دریای معانی گذر است
گوهر بعدی:رباعی ۴۲ - این لاله که با داغ الست آمده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.