هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به خودشناسی و عشق الهی تأکید دارد. شاعر از مفاهیمی مانند بیخودی، عشق، دین، و رهایی از حجابهای نفسانی سخن میگوید و مخاطب را به گذر از مادیات و رسیدن به حقیقت وجود دعوت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در فهم کامل این مضامین دچار مشکل شوند.
فی ذمّالطمع والحرص
دل خود را ز تاب و تابش طمع
تافته و تفته دار چون دل شمع ۱
کان فتیله که بر فروزندش
تا نشد تافته نسوزندش ۲
آن نباشد ولی که چون سرخاب
رود از بهر آبروی بر آب ۳
ولی آنست کو ز خود بجهد
پای بر آب روی خویش نهد ۴
ورنه او آب را هوا دارد
دل او بیکله قبا دارد ۵
گرچه خود را به آب بسپارد
مر هبا را هوا نگهدارد ۶
گر بدو نیک و مهر و کین باشد
هرچه جز دین حجاب دین باشد ۷
در ره دین تنت حجاب تو است
هستی تو برت نقاب تو است ۸
هستی خویش را ز ره برگیر
تا شوی بر نهاد هستی میر ۹
بیخودان را ز خود چه فایده است
عشق و مقصود خویش بیهده است ۱۰
بیخودی ملک لایزالی دان
ملکتی نسیه نیست حالی دان ۱۱
هرکه مقصود را طلب کار است
در رهِ صدق سخن بیکار است ۱۲
دل ز مقصود خویشتن برگیر
حکم را باش و کارت از سر گیر ۱۳
نشوی بر نهاد خود سالار
به نماز و به روزهٔ بسیار ۱۴
زانکه هرچند گرد برگردی
زین دو هر لحظه خواجهتر گردی ۱۵
گر همی لکهنت کند فربه
سیر خوردن ترا ز لکهن به ۱۶
صفت دوستان هرجایی
چیست جز تیرگی و رعنایی ۱۷
دوستان را رسد که در ره راز
تیره رایی کند برِ غمّاز ۱۸
تافته و تفته دار چون دل شمع ۱
کان فتیله که بر فروزندش
تا نشد تافته نسوزندش ۲
آن نباشد ولی که چون سرخاب
رود از بهر آبروی بر آب ۳
ولی آنست کو ز خود بجهد
پای بر آب روی خویش نهد ۴
ورنه او آب را هوا دارد
دل او بیکله قبا دارد ۵
گرچه خود را به آب بسپارد
مر هبا را هوا نگهدارد ۶
گر بدو نیک و مهر و کین باشد
هرچه جز دین حجاب دین باشد ۷
در ره دین تنت حجاب تو است
هستی تو برت نقاب تو است ۸
هستی خویش را ز ره برگیر
تا شوی بر نهاد هستی میر ۹
بیخودان را ز خود چه فایده است
عشق و مقصود خویش بیهده است ۱۰
بیخودی ملک لایزالی دان
ملکتی نسیه نیست حالی دان ۱۱
هرکه مقصود را طلب کار است
در رهِ صدق سخن بیکار است ۱۲
دل ز مقصود خویشتن برگیر
حکم را باش و کارت از سر گیر ۱۳
نشوی بر نهاد خود سالار
به نماز و به روزهٔ بسیار ۱۴
زانکه هرچند گرد برگردی
زین دو هر لحظه خواجهتر گردی ۱۵
گر همی لکهنت کند فربه
سیر خوردن ترا ز لکهن به ۱۶
صفت دوستان هرجایی
چیست جز تیرگی و رعنایی ۱۷
دوستان را رسد که در ره راز
تیره رایی کند برِ غمّاز ۱۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۸
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:در طلب کردن از در دلها
گوهر بعدی:اندر بیان حال صوفی و ستایش صوفیان فرماید علامة اصحاب التصوّف ان لایسأل ولا ینهر ولا یدّخر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.