هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از سال قحطی و مشکلات مردم سخن میگوید و به مقایسهای بین سخاوت ابر و باران با سخاوت انسان میپردازد. سپس به انتقاد از حکومت ناعادلانه و ظلم حاکمان میپردازد و اهمیت عدل و دادگری را یادآور میشود. در نهایت، تفاوت بین شاه عادل و ظالم را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و سیاسی است و ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری داشته باشد. همچنین، انتقادهای اجتماعی و سیاسی مطرح شده ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
اندر رادی و حسن سیرت پادشاه
سال قحطی یکی به کسری گفت
کابر بر خلق شد به باران زُفت ۱
گفت کانبارخانه بگشادیم
ابر گر زفت گشت ما رادیم ۲
صبحوار از پی ضیا بدمیم
که نه ما در سخا ز ابر کمیم ۳
دیم ما هست اگر دم او نیست
نام ما هست اگر نم او نیست ۴
نم ابر ار ز خلق بگسسته است
دست ما را که در سخا بسته است ۵
نه فلک را به کام بگذاریم
پنج و چار و سه را بینباریم ۶
ابروار از برای ایشانیم
تا بر ایشان گهر برافشانیم ۷
ما سخیتر ز ابر و بارانیم
به گه قحط مُعطی نانیم ۸
گنج و انبار ما برای شماست
وین خزاین همه عطای شماست ۹
گرسنه مردمان و کسری سیر
سگ بُوَد این چنین امیر نه شیر ۱۰
روز پاداش ماه باید شاه
باز بهرام وقت بادافراه ۱۱
به تهوّر ز گور کور مجوش
به مدارا ز شیر شیر بدوش ۱۲
مر ترا آمدهست چون اشراف
شیر کشتن به خلق آهو ناف ۱۳
عدل را یار خویش کن رستی
ورنه پیمان و عهد بشکستی ۱۴
عدل ورز و به گرد ظلم مگرد
ظلم ازین مملکت برآرد گرد ۱۵
شاه عادل بُوَد به ملک اندر
نایب کردگار و پیغامبر ۱۶
باز ظالم بود ز آتش و دود
یار دجّال و نایب نمرود ۱۷
کابر بر خلق شد به باران زُفت ۱
گفت کانبارخانه بگشادیم
ابر گر زفت گشت ما رادیم ۲
صبحوار از پی ضیا بدمیم
که نه ما در سخا ز ابر کمیم ۳
دیم ما هست اگر دم او نیست
نام ما هست اگر نم او نیست ۴
نم ابر ار ز خلق بگسسته است
دست ما را که در سخا بسته است ۵
نه فلک را به کام بگذاریم
پنج و چار و سه را بینباریم ۶
ابروار از برای ایشانیم
تا بر ایشان گهر برافشانیم ۷
ما سخیتر ز ابر و بارانیم
به گه قحط مُعطی نانیم ۸
گنج و انبار ما برای شماست
وین خزاین همه عطای شماست ۹
گرسنه مردمان و کسری سیر
سگ بُوَد این چنین امیر نه شیر ۱۰
روز پاداش ماه باید شاه
باز بهرام وقت بادافراه ۱۱
به تهوّر ز گور کور مجوش
به مدارا ز شیر شیر بدوش ۱۲
مر ترا آمدهست چون اشراف
شیر کشتن به خلق آهو ناف ۱۳
عدل را یار خویش کن رستی
ورنه پیمان و عهد بشکستی ۱۴
عدل ورز و به گرد ظلم مگرد
ظلم ازین مملکت برآرد گرد ۱۵
شاه عادل بُوَد به ملک اندر
نایب کردگار و پیغامبر ۱۶
باز ظالم بود ز آتش و دود
یار دجّال و نایب نمرود ۱۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۷
۶۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:در بینوایی و فقر دبیران گوید
گوهر بعدی:در راستی میان جور و عدل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.