هوش مصنوعی:
این شعر سنایی به نقد شاعری و شعر از دیدگاه شرع میپردازد. شاعر بیان میکند که شعر اگرچه بر طبع و جان صادق است، اما در مقابل سنت و شرع، مسخره و بیارزش است. او شرع را مانند صبح صادق میداند که نورش همواره در حال افزایش است و شعر را در مقابل آن، بیمقدار میخواند. شاعر از شاعران به دلیل غمز و نکتهپردازیهای بیاساس انتقاد میکند و معتقد است که انبیا با رمز و اشاره سخن میگویند، نه با غمز و شعر. در پایان، شاعر از خوانندگان میخواهد که به دعا و یاد خدا بپردازند و از تقصیراتش درگذرند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و نقد ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مطرحشده مانند نقد شرع و شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
در شرع و شعر گوید
ای سنایی چو شرع دادت بار
دست ازین شاعری و شعر بدار ۱
شرع دیدی ز شعر دل بگسل
که گدایی نگارد اندر دل ۲
شعر بر حسب طبع و جان سرهئیست
چون به سنّت رسیده مسخرهئیست ۳
شعرت اوّل که شاه تن باشد
نور صبح دروغزن باشد ۴
چون مرا پیر عقل بپذیرفت
کردگارم به فضل بپذیرفت ۵
مدد ناحفاظ و خس بُوَد اوی
غلط مؤذن و عسس بُوَد اوی ۶
سخن شاعران همه غمز است
نکتهٔ انبیا همه رمز است ۷
آن بدین غمز خواجگی جوید
وین بدین رمز راه دین پوید ۸
شرع چون صبح صادق آمد راست
که فزون شد به نور و هیچ نکاست ۹
دردمندی به گرد عیسی گرد
داروی رهنشین چه خواهی کرد ۱۰
هرکجا شرع انبیا باشد
شعر اندوه بر کیا باشد ۱۱
حکما طبع آسمان دانند
انبیا روح این و آن خوانند ۱۲
آنکه سیروزه راه ماه بُوَد
شرع را زان فلک چه جاه بُوَد ۱۳
اینک اقلیم بیم و امیدست
خود یکی روزه راه خورشیدست ۱۴
گر زیم بعد از این نگویم من
در جهان بیش و کم به نظم سخن ۱۵
نا تمامی عقل بودستم
خویشتن را بیازمودستم ۱۶
ای کسانیکه اهل غزنینید
بر سرِ خاک چون که بنشنید ۱۷
هرزه و بیهُده مپردازید
نفط در خرمنم میندازید ۱۸
ظاهر آنچه گفتههای منست
وصف نقش خط خدای منست ۱۹
تو مخوانش غزل که توحیدست
باطنش وحی و حمد و تمجیدست ۲۰
گر توانید گه گهم به دعا
یاد دارید مهتر و برنا ۲۱
که بیامرزش ای خدای خبیر
عذر تقصیرها ازو بپذیر ۲۲
دست ازین شاعری و شعر بدار ۱
شرع دیدی ز شعر دل بگسل
که گدایی نگارد اندر دل ۲
شعر بر حسب طبع و جان سرهئیست
چون به سنّت رسیده مسخرهئیست ۳
شعرت اوّل که شاه تن باشد
نور صبح دروغزن باشد ۴
چون مرا پیر عقل بپذیرفت
کردگارم به فضل بپذیرفت ۵
مدد ناحفاظ و خس بُوَد اوی
غلط مؤذن و عسس بُوَد اوی ۶
سخن شاعران همه غمز است
نکتهٔ انبیا همه رمز است ۷
آن بدین غمز خواجگی جوید
وین بدین رمز راه دین پوید ۸
شرع چون صبح صادق آمد راست
که فزون شد به نور و هیچ نکاست ۹
دردمندی به گرد عیسی گرد
داروی رهنشین چه خواهی کرد ۱۰
هرکجا شرع انبیا باشد
شعر اندوه بر کیا باشد ۱۱
حکما طبع آسمان دانند
انبیا روح این و آن خوانند ۱۲
آنکه سیروزه راه ماه بُوَد
شرع را زان فلک چه جاه بُوَد ۱۳
اینک اقلیم بیم و امیدست
خود یکی روزه راه خورشیدست ۱۴
گر زیم بعد از این نگویم من
در جهان بیش و کم به نظم سخن ۱۵
نا تمامی عقل بودستم
خویشتن را بیازمودستم ۱۶
ای کسانیکه اهل غزنینید
بر سرِ خاک چون که بنشنید ۱۷
هرزه و بیهُده مپردازید
نفط در خرمنم میندازید ۱۸
ظاهر آنچه گفتههای منست
وصف نقش خط خدای منست ۱۹
تو مخوانش غزل که توحیدست
باطنش وحی و حمد و تمجیدست ۲۰
گر توانید گه گهم به دعا
یاد دارید مهتر و برنا ۲۱
که بیامرزش ای خدای خبیر
عذر تقصیرها ازو بپذیر ۲۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۲
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - ایهّاالناس روز بیشرمیست
گوهر بعدی:کتاب کتبه الی بغداد مع نسخة تصنیفه انفذه عند الامام الاجل الاوحد برهانالدّین ابیالحسن علیبن ناصر الغزنوی یعرف به بریانگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.