خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از باد میخواهد که اگر از کنار معشوق میگذرد، به او بگوید که چگونه از فراق و آرزوی دیدارش رنج میبرد و جانش را فدای او میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
رباعی ۴۷ - ای باد که جان فدای پیغام تو باد
ای باد که جان فدای پیغام تو باد
گر برگذری به کوی آن حورنژاد ۱
گو در سر راه مهستی را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین میداد ۲
گر برگذری به کوی آن حورنژاد ۱
گو در سر راه مهستی را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین میداد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۶ - گر ملک تو مصر و روم و چین خواهد بود
گوهر بعدی:رباعی ۴۸ - چشمم چو بر آن عارض گلگون افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.