هوش مصنوعی:
شاعر در رهگذری فردی مست را میبیند که بر زمین افتاده است. او به کمکش میشتابد و دستش را میگیرد. امروز چیزی از آن اتفاق به یادش نمیآید، اما مطمئن است که آن واقعه رخ داده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
رباعی ۱۰۷ - در رهگذری فتاده دیدم مستش
در رهگذری فتاده دیدم مستش
در پاش فتادم و گرفتم دستش ۱
امروز از آن هیچ نمیآید یاد
یعنی خبرم نیست ولیکن هستش ۲
در پاش فتادم و گرفتم دستش ۱
امروز از آن هیچ نمیآید یاد
یعنی خبرم نیست ولیکن هستش ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۰۶ - در یافتم آخر ز قضاش را به شبش
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۸ - من تازهگلی که نباشد خارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.